۱۲ مطلب با موضوع «عکس :: عکس های دیگر» ثبت شده است
    • داستان کوتاه و آموزنده -  پسرک کفاش

      داستان کوتاه و آموزنده - پسرک کفاش

      ساعت حدود شش صبح در فرودگاه به همراه دو نفر از دوستانم منتظر اعلام پرواز بودیم. پسرکی حدوداً هفت ساله جلو آمد و گفت: واکس می‌خواهی؟

      کفشم واکس نیاز نداشت، اما از روی دلسوزی گفتم: بله

      به چابکی یک جفت دمپایی جلوی پاهایم گذاشت و کفش ها را درآورد. به دقت گردگیری کرد، قوطی واکسش را با دقت باز کرد، بندهای کفش را درآورد تا کثیف نشود و آرام آرام شروع کرد کفش را به واکس آغشتن. آنقدر دقت داشت که گویی روی بوم رنگ روغن می‌مالد. وقتی کفش‌ها را حسابی واکسی کرد، با برس مویی شروع کرد به پرداخت کردن واکس. کفش‌ها برق افتاد. در آخر هم با یک پارچه، حسابی کفش را صیقلی کرد.

      گفت:

    • درد چشم - داستانی زیبا و آموزنده

      درد چشم - داستانی زیبا و آموزنده

      می‌گویند در کشور ژاپن مرد میلیونری زندگی میکرد که از درد چشم، خواب بچشم نداشت و برای مداوای چشم دردش انواع قرصها و آمپولها را بخود تزریق کرده بود اما نتیجه چندانی نگرفته بود.

       

      وی پس از مشاوره فراوان با پزشکان و متخصصان زیاد درمان درد خود را مراجعه به یک راهب مقدس و شناخته شده میبیند. وی به راهب مراجعه میکند و

    • خدا کارش درسته

      خدا کارش درسته

      گاهی وقتها از نردبان بالا میروی تا دستان خدا را بگیری

      غافل از اینکه خدا پایین ایستاده و نردبان را محکم گرفته که تو نیفتی ...

    • ساعت شنی

      ساعت شنی

      ساعت شنی به من یاد داد

      باید خالی شوی تا پر کنی

      دلی را… چشمی را… گوشی را…

      و ...

    • تقسیم دنیا با خدا

      تقسیم دنیا با خدا

      به خدا گفتم : خدا بیا دنیا رو قسمت کنیم

      آسمون واسه من، ابرهاش مال تو

      دریا مال من، موج هاش مال تو

      ماه برای من، خورشید مال تو

      خدا خندید و گفت:

      تو بندگی کن ، همه دنیا مال تو

      من هم مال تو

    • پنجره ای رو به آسمان

      پنجره ای رو به آسمان

      زندگی یک اتاق با دو پنجره نیست!

      زندگی هزاران پنجره دارد

       

      یادم هست

زندگی، یعنی عشق فرصت همراهی با، امید است درک همین اکنون است وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشق شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم رسم پذیرایی از تقدیر است یعنی تکاپو یعنی هیاهو شب نو، روز نو، اندیشه نو یعنی حرکت و امید