متن های زیبا با موضوع خدا

متن های زیبا با موضوع خدا

خدا

کوله بار گناهانم بر دوشم سنگینی میکرد...

ندا آمد بر در خانه ام بیا، آنقدر بر در بکوب تا در به رویت وا کنم...
وقتی بر در خانه اش رسیدم هر چه گشتم در بسته ای ندیدم!!
هر چه بود باز بود...
گفتم: خدایا بر کدامین در بکوبم؟؟؟؟
ندا آمد: این را گفتم که بیایی...
وگرنه من هیچوقت درهای رحمتم را به روی تو نبسته بودم!
کوله بارم بر زمین افتاد و پیشانیم بر خاک...


این روزها دائما متوجه استجابت دعاهایم می‌شوم...

مدام خود را غرق در محبتت می‌یابم...

مدام نعمت‌هایت به چشمم می‌خورد...

و من مثل همیشه... کم می‌آورم در برابر خوبی‌هایت...

شکر من کجا و بزرگی این نعمات کجا؟

خدایا باز مثل همیشه شرمنده ام...

شرمنده مهربانی‌ها و خوبی‌های مدامت...

من کجا و این همه لطف و محبت کجا؟

شکر من کجا می‌تواند ذره ای از این نعمت‌های تو را جبران کند؟

خدایا زبانم قاصر است از گفتن و شمارش نعماتت...

فقط هر چه می‌نگرم نعمت است و نعمت...

خدایا....

چه زیبا دعاهای بندگانت را مستجاب می‌کنی...

و چه عاشقانه الطافت را بر سرشان می‌باری...

زیباتر از بارش باران...
شیرین تر از شهدهای بهشت ...

خدایا هر چه بیشتر همسفر زندگی ام را می‌شناسم...

بیشتر خود را غرق الطاف و محبت‌های تو می‌بینم...

بیشتر خود را ملزم به شکر کردن می‌یابم...

خدایا چقدر خوبی... چقدر مهربانی... چقدر...

خدایا شکر و سپاس آنگونه که شایسته خدایی توست...

که تو آنگونه که شایسته خدایی ات بوده به من بخشیده ای

نه آنگونه که من ِ ناچیز لیاقت داشته ام...

خدایا ذره ای شک نداشتم که آنچه تو برای بنده ات بخواهی بهترین است...

و این را با تمام وجود به من چشاندی...

خدایا باور داشتم امیدی که به تو بسته شود ناامید نمی‌کنی...

و این را با تمام قلبم حس کردم...

خدایا باور داشتم که دعا بهترین راه رسیدن به گنجینه خزائن آسمان و زمین است...

و شیرینی استجابت دعا را با تمام وجود چشیدم...

خدایا چه کسی بهتر از تو برای امید بستن، برای دعا کردن و خواندن؟

چه کسی بهتر از تو برای عشق ورزیدن؟

و چه پاسخی عاشقانه تر و شیرین تر از پاسخ تو به بنده...

خدایا اینقدر نعماتت بزرگ است که کم آورده ام ...

این شکر دست و پا شکسته ام را بپذیر...

شکر بعدد ما احاط به علمک...

الحمدلله کما هو اهله...

شکرا لله کما هو اهله...

خدایا مرا همیشه شاکر نعماتت قرار ده...

خدایا باور دارم که شکر نعمت نعمتت افزون کند...

همانا وعده تو حق است...

و منتظرم این را هم بیش از پیش به من بچشانی...

خدایا عشق ما را هر روز بیشتر و بیشتر کن...

عشق خود را سرلوحه ی همیشگی زندگیمان قرار ده...

و همراهی ما را در صراط مستقیم مستدام بدار...

خدایا رحمت واسعه و رحمت خاصه ات را شامل حالمان بگردان...

یا رحمانُ یا رحیم...


ﺑﺎﻭﺭ ﻧﻤﻴﻜﻨﻢ ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﻛﺴﻲ ﺑﮕﻮﻳﺪ :
" ﻧﻪ !... "
ﺧﺪﺍ ﻓﻘﻂ ﺳﻪ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺭﺩ :
١ - ﭼﺸﻢ ....
٢ - ﯾﻪ ﮐﻢ ﺻﺒﺮ ﮐﻦ ....
٣ - ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩ ﺑﻬﺘﺮﻱ ﺑﺮﺍﻳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ....
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﺭ ﻓﺸﺎﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﻧﺪﻭﻫﮕﯿﻦ ﻣﺸﻮ ...
ﺷﺎﯾﺪ ﺧﺪﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺷﺶ ﻣﯽ ﻓﺸﺎﺭﺩﺕ
ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻤﺎﻡ ﺭﻧﺠﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﺒﺮﯼ ﺻﺒﺮ ﮐﻦ !
ﺻﺒﺮ ﺍﻭﺝ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺑﻪ ﺣﮑﻤﺖ ﺧﺪﺍﺳﺖ.

گابریل گارسیا مارکز


جغدی روی کنگره های قدیمی دنیا نشسته بود. زندگی را تماشا میکرد.
رفتن و ردپای آن را.
و آدمهایی را می دید که به سنگ و ستون، به در و دیوار دل می بندند.
جغد اما می دانست که سنگ ها ترک می خورند، ستون ها فرو می ریزند، درها می شکنند و دیوارها خراب می شوند.
او بارها و بارها تاجهای شکسته، غرورهای تکه پاره شده را لابلای خاکروبه های کاخ دنیا دیده بود.
او همیشه آوازهایی درباره دنیا و ناپایداری اش می خواند و فکر می کرد شاید پرده های ضخیم دل آدمها، با این آواز کمی بلرزد.

روزی کبوتری از آن حوالی رد می شد، آواز جغد را که شنید، گفت:
بهتر است سکوت کنی و آواز نخوانی. آدمها آوازت را دوست ندارند. غمگین شان می کنی. دوستت ندارند. می گویند بدیمنی و بدشگون و جز خبر بد، چیزی نداری.

قلب جغد پیر شکست و دیگر آواز نخواند.
سکوت او آسمان را افسرده کرد.
آن وقت خدا به جغد گفت:
آوازخوان کنگره های خاکی من! پس چرا دیگر آواز نمی خوانی؟ دل آسمانم گرفته است.

جغد گفت: خدایا! آدمهایت مرا و آوازهایم را دوست ندارند.

خدا گفت:
آوازهای تو بوی دل کندن می دهد و آدمها عاشق دل بستن اند.
دل بستن به چیزهای کوچک و دروغ های بزرگ ... تو مرغ تماشا و اندیشه ای!
و آن که می بیند و می اندیشد، به هیچ چیز غیر خدا دل نمی بندد.
پس تو بخوان که آواز تو حقیقت فانی بودن این دنیاست و پذیرفتن حقیقت برای آدمها تلخه..


دعا ی فرج

إِلَهِی عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفَاءُ وَ انْکَشَفَ الْغِطَاءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجَاءُ وَ ضَاقَتِ الْأَرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمَاءُ وَ أَنْتَ الْمُسْتَعَانُ وَ إِلَیْکَ الْمُشْتَکَى وَ عَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِی الشِّدَّةِ وَ الرَّخَاءِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ أُولِی الْأَمْرِ الَّذِینَ فَرَضْتَ عَلَیْنَا طَاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنَا بِذَلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنَّا بِحَقِّهِمْ فَرَجا عَاجِلا قَرِیبا کَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ یَا مُحَمَّدُ یَا عَلِیُّ یَا عَلِیُّ یَا مُحَمَّدُ اکْفِیَانِی فَإِنَّکُمَا کَافِیَانِ وَ انْصُرَانِی فَإِنَّکُمَا نَاصِرَانِ یَا مَوْلانَا یَا صَاحِبَ الزَّمَانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ أَدْرِکْنِی أَدْرِکْنِی أَدْرِکْنِی السَّاعَةَ السَّاعَةَ السَّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِینَ

خدایا گرفتارى بزرگ شد،و پوشیده بر ملا گشت،و پرده کنار رفت،و امید بریده گشت،و زمین تنگ‏ شد،و خیرات آسمان دریغ شد و پشتیبان تویى،و شکایت تنها به جانب تو است،در سختى و آسانى‏ تنها بر تو اعتماد است،خدایا!بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست آن صاحبان فرمانى که اطاعتشان را بر ما فرض نمودى،و به این سبب مقامشان را به ما شناساندى،پس به حق ایشان به ما گشایش ده،گشایشى زود و نزدیک‏ همچون چشم بر هم نهادن یا زودتر،اى محمّد و اى على،اى على و اى محمّد،مرا کفایت کنید،که تنها شما کفایت‏کنندگان منید،و یارى‏ام دهید که تنها شما یارى‏کنندگان منید،اى مولاى ما اى صاحب زمان،فریادرس،فریادرس،فریادرس، مرا دریاب،مرا دریاب،مرا دریاب،اکنون،اکنون،اکنون،با شتاب،با شتاب،با شتاب،اى مهربان‏ترین مهربانان به حق محمّد و خاندان پاک او.


الو...الو..سلام کسی اونجا نیست؟ مگه اونجا خونه ی خدا نیست؟ پس چرا کسی جواب منو نمیده؟ یهو یه صدای مهربون به گوش کودک نواخته شد مثل صدای یه فرشته! بله جانم با کی کار داری کوچولو؟ خدا هست؟ باهاش قرار داشتم قول داده بود امشب جوابمو بده. بگو عزیزم من می شنوم. کودک متعجب پرسید مگه تو خدایی؟ من با خود خدا کار دارم...
هر چی می خوای به من بگو قول میدم به خدا بگم کودک با صدای بغض آلودش آهسته گفت:یعنی خدا منو دوست نداره؟ فرشته ساکت بود بعد از مکسی نه چندان طولانی گفت: نه خدا خیلی دوست داره مگه کسی می تونه تو رو دوست نداشته باشه؟
بلور اشکی که در چشمانش حلقه زده بود با فشار بغض شکست و برگونه اش غلطید و با همان بغض گفت: اصلا اگه نگی خدا باهام حرف بزنه گریه می کنم. بعد از چند لحظه هیاهوی سکوت شکسته شدند. یک صدا در جان و وجود کودک نواخته شد بگو زیبا بگو هرآنچه که بر دل کوچکت سنگینی می کند بگو دیگر بغض امانش را بریده بود بلند بلند گریه کرد و گفت: خدا جون خدای مهربونم خدای قشنگم خواستم بهت بگم نذار من بزرگ شم تروخدا! چرا؟؟؟این مخالف تقدیره!! چرا دوست نداری بزرگ شی؟ آخه خدا من خیلی ترو دوست دارم قد مامانم 10تا دوست دارم. اگه بزرگ بشم نکنه مثل بقیه فراموشت کنم! نکنه یادم بره یه روز بهت زنگ زدم. نکنه یادم بره هر شب باهات قرار داشتم مثل بقیه که بزرگ شدن و حرف منو نمی فهمن. مثل بقیه که بزرگن و فکر می کنن من الکی می گم با تو دوستم. مگه من با تو دوست نیستم؟ پس چرا کسی حرفموباورنمی کنه؟ خدا چرا بزرگا حرفاشون سخته سخته؟! مگه اینجوری نمیشه باهات حرف زد؟ خدا پس از تمام شدن گریه های کودک گفت: آدم محبوب ترین مخلوق من چه زود خاطراطش را به ازای بزگ شدنش فراموش می کند!!! کاش همه مثل تو به جای خواسته های عجیب من را ازخودم طلب می کردند تا تمام دنیا در دستانشان جا می گرفت کاش همه مثل تو من را برای خودم نه برای خود خواهی هایشان می خواستند دنیا خیلی برای تو کوچک است بیا تا برای همیشه کودک بمانی وهرگز بزرگ نشوی و کودک در کنار گوشی تلفن در حالی که لبخند شیرینی بر لب داشت در آغوش خدا به خوابی عمیق و شگفت انگیز فرو رفت


منْ سَتَرَ اَخاهُ الْمُسْلِمَ فِی الدُّنْیا فَلَمْ یفْضَحْهُ سَتَرَهُ اللّهُ یوْم الْقِیامَه.۴
خداوند میفرماید : هر که عیب برادر مسلمانش را در دنیا پرده بپوشاند و او را رسوا نکند ، خداوند در قیامت عیب او را بپوشاند.


دعای شبانگاهی 🌙
خدایا ،،،،،،،
من چیزی نمی بینم،اینده پنهان است.ولی اسوده ام؛چون تورامی بینم وتوهمه چیز را
پروردگارا،،،،،،
امشب برای همه
سلامتی ،،،،،،
ارامش ،،،،،،،
ونیکبختی،،،،،،
ارزو دارم.خدایا عطاکن به انان هرانچه برایشان خیراست ودلشان رالبریزکن ازشادی ولبانشان راباگل لبخند شکوفاکن.امین ای مهربان ترین مهربانان......


.
سرمشق های آب بابا یادمان رفته
رسم نوشتن با قلــم ها یادمان رفته
گــــل کردن لبخندهای همـــکلاسی
در یک نگاه ســاده حتی، یادمان رفته
راه فــــرار از عشـــق های زنـــگ اول
آن لحظه های بی کلک را یادمان رفته
آن روز ها را، آن قدر شوخـی گرفتیم
جدیت تصمیم کبــــــــری یادمان رفته
شعر خدای مهربان راحفظ کردیــــــم
یادش به خیر ... اما نکند . . . . .
خدا را هم یادمان رفته..!!!؟؟؟


سلام خدای من
صبح بخیر دوست داشتم
اولین سلام روزم را به تو مـعبود
همیگشیم بــگویم پـــــروردگـار مـــــــــــــن


خدایا...
پر از هوای توام
اما قصورم را به دل نگیر..
انتهای دریا را برکه ها نمیفهمند..
پس ببخش اگر گاهی گم میکنم نشانت را..
راه را نشانم ده که محتاج رحمتتم..


.
در میان روزها از روز دوم بدم میاید..
روز دوم بی رحم ترین روز است..
روز دوم همه چیز حقیقی و دوست نداشتنی است...
مثلا...
روز اول مهر همیشه روز خوبی بود، آغاز مدرسه بود و خوشحال بودیم ، اما امان از روز دوم..
روز دوم تازه میفهمیدیم که تابستان تمام شده..
یا مثلا روز دوم برگشت از سفر...
روز اول خستگی در میکردیم ،حمام و استراحت و تازه روز دوم بود که میفهمیدیم خوشی سفر تمام شده ،طبیعت و بگو بخند و شادی سفر تمومه..
هر وقت مادر بزرگ نزد ما میامد و یک هفته ای میماند و بعد برمیگشت ،روز اول ناراحت میشدیم ناراحت میشدیم اما روز دوم تازه میفهمیدیم که .. مادر بزرگ رفت..
یعنی چه..
وقتی عزیزی از دنیا میرود روز اول خدا بیامرز است ولی روز دوم از دست رفته..
در جدایی..

روز اول در شوک و گاهی خوشحالی از زندگی جدیدی که در راه است..

تریپ مجردی و عشق و حال ور میداریم اما دریغ از روز دوم که تازه میفهمیم کسی رفته و تنها شدیم..
تازه میفهمیم که حالمون خوب نیست و تنهایی چقدر بده..
باید روز دوم را خوابید..
باید روز دوم را خورد..
اصلا روز دوم را باید مرد...
کیومرث مرزبان


مهربانی ساده است...
ساده تر از آنچه که فکرش را بکنی،
کافیست به خودت ایمان داشته باشی
و به معجزه مهر.

کافیست به دستانت فرمان دهی
که به جای تنبیه
آرام برسر کودک سرکش فرودآیند
و موهایش را قلقلک دهند.
کافیست به چشمهایت بیاموزی که
چشم آیینه روح است
و عشق و مهربانی را میتوان با نگاه
در تمام عالم پراکند.

کافیست به دلت یادآوری کنی
که همیشه دلهایی هستند که
درد امانشان را بریده و
به همدلی احتیاج دارند...

کافیست به گوشهایت یاد بدهی که میتوانند سنگ صبور باشند حتی اگر صبوری سنگینشان کند...
باید یاد بگیری که انسان بودن فقط زنده بودن نیست بلکه باید زندگی کرد

و زندگی چیزی جز عشق و مهرورزیدن به آفریده های خداوند نیست.


.
به نام خدا
کمپین آمرزش و بخشش
علامندان به شرکت در این طرح میتوانند در روز پنجشنبه مورخ ۱۳۹۴/۱۱/۰۱ بعنوان خیرات برای رفتگان خود به جای خرید خرما،شیرینی و... که عموما بدست نیازمندان نمیرسد.
در هنگام خرید ما یحتاج زندگی خود، بخش کوچکی از این خرید را حداقل هزار تا حداکثر ده هزار تومان به نیازمندان واقعی اختصاص دهند. برای این کار بهای خرید یک قرص نان یا ۱ کیلو پرتغال یا کیلو سیب زمینی و یا هرنوع مایحتاج عمومی دیگر باتوجه به بودجه انتخابی به فروشنده پرداخت و بخواهید تا آن را از طرف شما به فرد نیازمند اهدا کند و یا شخصا بدست این افراد برسانید.

وقتی من و تو ما شویم این قطره ها هم دریا میشوند


خدایا!

تو تنها کسی هستی که
ارزش مرا می داند؛

صلاح مرا می داند؛

لیاقت و شایستگی های مرا می داند؛

و به همه اسرار زندگی من
آگاه است...

از تو می خواهم،
مرا به آنچه برایم بهتر است
هدایت کنی...


آمین🙏🏻
امروز بعد از خوندن نماز صبح کلی دلم گرفت....
گاهی اوقات ما آدما چقدر راحت باحرفامون دلی رو میشکنیم
آرامشی رو میگیریم.
راجع به قضاوت غلط و سنگینی بعضی حرفا خیلی جاها مطلب خوندیم ولی بهتر یادمون باشه سهم ما از خاک مستطیلی بیش نیست....
بیاید باهم مهربون تر باشیم ...


دوستان گرامی برای شرکت در این کمپین نگران این نباشید که فروشنده ممکنه خرید هدیه شمارو به نیازمندش نده . بنطر شما یه میوه فروش یک کیلو پرتقال خیرات شده رو برای خودش برمیداره؟ یا یه مرغ فروش محترم یه دونه مرغ خیراتی مارو شخصا مصرف میکنه؟ تازه با این فرض هم باشه مگه چند نفر اینکار غیر انسانی رو انچام میدن و یا مگه وقتی ما یه جعبه شیرینی یا یه بسته خرما میخریم و خیرات میکنیم واقعا همش بدست نیازمندش میرسه؟ .. تازه میتونیم اگر خودمون کسی رو میشناسیم شخصا بدستش برسونیم بحرحال یه جایی هم باید گفت تو نیکی میکنی و در دجله انداز که ایزد در بیابانت دهد باز.. شما به نیت شادی روح امواتتون خیرات هدفمند کنید و اونی که باید ببینه مطمین باشید اینکار خیر شما رو میبینه... از اینکه با اطلاع رسانی بدیگران برای شرکت در این کمپین ما رو یاری میکنید سپاسگزاریم.


🌟زنگ تفکر 🌟

ﺷﺨﺼﯽ ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﺩﻭ ﭼﯿﺰ ﺧﻮﺍﺳﺖ:
ﯾﮏ ﮔﻞ ﻭ ﯾﮏ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ
ﺍﻣﺎ ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺁﻭﺭﺩ ،
ﯾﮏ ﮐﺎﮐﺘﻮﺱ ﻭ ﯾﮏ ﮐﺮﻡ ﺑﻮﺩ!

ﻏﻤﮕﯿﻦ ﺷﺪ
ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﺍﻧﺪﯾﺸﯿﺪ ﺷﺎﯾﺪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﻦ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻭ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺗﻮﺟﻬﯽ نمی کند
ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﮔﺬﺷﺖ ...
ﺍﺯ ﺁﻥ ﮐﺎﮐﺘﻮﺱ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺧﺎﺭ ﮔﻠﯽ ﺯﯾﺒﺎ ﺭﻭﯾﯿﺪﻩ ﺷﺪ
ﻭ ﺁﻥ ﮐﺮﻡ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺑﻪ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﺍﯼ زیبا شده بود

ﺍﮔﺮ ﭼﯿﺰﯼ ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﺧﻮﺍﺳﺘﯿﺪ ﻭ ﭼﯿﺰ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺩﺭﯾﺎﻓﺖ ﮐﺮﺩﯾﺪ،
ﺑﻪ ﺍﻭ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﮐﻨﯿد ...
ﺧﺎﺭﻫﺎﯼ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﮔﻠﻬﺎﯼ ﻓﺮﺩﺍﯾﻨﺪ.🌹🌹🌹


آفتابــــــگـردان
با آفتاب آمیخته است
و انــــسان با خُـــــــــــــــــدای خــــود❤️


خدا در دستیست که به یاری میگیری
در قلبیست که به یاری میگیری..
در لبخندی است که به لب مینشانی ..
خدا در عطر خوش نانی است که به دیگری میدهی ..
در جشن و شادی است که برای دیگران فراهم میکنی ..
خدا آنجاست که عهد میبندی و وفا میکنی...


🔷فضیلت نماز اول وقت:

1- سبب ازدیاد رزق و روزی و مایۀ برکت خانه است
2-نماز اول وقت، متصل خواهد بود به نماز امام عصر (عج)
3-نماز اول وقت، نشانۀ شیعۀ علی (ع) و ایمان واقعی است
4- کسی که نمازش را اول وقت بخواند، جزء غافلین شمرده نخواهد شد
5-کسی که بدون عذر نمازش را تاخیر بیندازد، مورد خطاب خدا در قرآن است که می فرمای : " وای بر نمازگزارانی که از نمازشان غفلت می کنند"
6-نماز اول وقت رضوان خداست، و وسط وقت عفو خدا و آخر وقت، غفران خداست.


من خدایا عهد میبندم

از این پس بی شکایت ، دوست خواهم داشت
بی توقع ، مهر می ورزم
خدایا ، سینه ام را رحمت پاک گشایش مرحمت فرما
به لبهایم ، تبسم را
به چشمم ، نور پاکت را
به قلبم ، مهرورزی را
خداوندا ، بلندای دعایت را عطایم کن
تو معشوق همه عالم
از این پس ، عاشقی را پیشه ام فرما


....کس به غیر از تو نخواهم چه بخواهی چه نخواهی

باز کن در که جز این خانه مرا نیست پناهی

نه من آنم که زلطف و کرمت چشم بپوشم

نه تو آنی که کنی منع گدا را زنگاهی

در اگر باز نگردد نروم باز بجائی

پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی

تو کریمی و دو صد کوه به یک کاه ببخشی

من بیچاره چه سازم که ندارم پر کاهی

سوز دوزخ به از این کز شرر عشق نسوزم

به بهشت ندهم گر بدهی شعله آهی

سوز ده تا که بسوزد زغمت سخت درونی

اشک ده تا که بگرید زغمت نامه سیاهی

چو بدوزخ زدهان شعله صفت سر بدر آرد

این زبانی که دل شب به تو گفته است الهی

چون پسندی که فرود آوریش در دل آتش

این جبینی که به خاک تو فرود آمده گاهی

سخن از وسعت عفوت نتوان گفت که فردا

جرم کونین به پیش کرمت نیست گناهی

دست «میثم» تو بگیر از کرم خویش که باشد

همچو کوری که نشسته است به غفلت سر چاهی


خدایا!
هر لحظه ام شکر توست...

در خود نگاه میکنم ببینم خطـــــا کجـــاســـت،
بعد ازکمی تأمل و قدری سکــــــــوت
پی میبرم :

آنجا که خالـــــی از خــــداســـــت
مملــــو از خطـــــاســـــت...

"شخصی برای اولین بار یک کلم دید.
اولین برگش را کند، زیرش به برگ دیگری رسید و زیر آن برگ یه برگ دیگر و ...
با خودش گفت: حتما یک چیز مهمیه که اینجوری کادوپیچش کردن ...!
اما وقتی به تهش رسید وبرگها تمام شد متوجه شد که چیزی توی اون برگها پنهان نشده، بلکه کلم مجموعه‌ای از این برگهاست ...
داستان زندگی هم مثل همین کلم است.
ما روزهای زندگی رو تند تند ورق می زنیم و فکر می کنیم چیزی اونور روزها پنهان شده، درحالیکه همین روزها آن چیزی ست که باید دریابیم و درکش کنیم...
و چقدر دیر می فهمیم که بیشتر غصه‌هایی که خوردیم، نه خوردنی بود نه پوشیدنی، فقط دور ریختنی بود.
زندگی، همین روزهایی است که منتظر گذشتنش هستیم...


قایقی ساخته ام..
جنسش از راز و نیاز
بادبانش از صبر، دکلش از ایمان
در شبی مهتابی ...
سفری دور و دراز، می کنم از لب دریا آغاز
دل به امواج بلا خواهم داد...
اگرم ساز مخالف زند و باد به همراهی طوفان خواهد
که مرا منصرف از راه کند راه بیراهه کند، مضطر و درمانده کند... باکی نیست،
من به همراه دعایی دارم
و به دل قطب نمایی دارم
و اگر در طی راه،
به عنادی شکند زورق امید مرا گردابی...
باز اندوهی نیست
بازوانی دارم،
میزنم آب و شنا می کنم و میدانم
که «« خدایی »» دارم.


هم چون هوایی که تنفس میکنیم ،
عشق خدا هم در اطراف ما در حال گردش است...

با لمس هر آنچه روی زمین است ،
خدا را احساس میکنم...

در زیبایی دانه های برف که آرام بر زمین فرود می آید ،
می توان عمق خلاقیت دستان خدا را دید...

پیش از هر چیز بر دانش خدا اعتماد کن ،
تا عظیم ترین ثروت جهان یعنی "خوشبختی" را به دست آوری...

پروردگار سوگند به حمایت از ما خورده ،
پس در هر درد و رنج "پـنـاهـگـاهِ" ماست ...


سر تا پایم را خلاصه کنند می شوم "مشتی خاک"بی اِغراق فقط مشتی خاک
که ممکن بود "خشتی" باشد در دیوار یک خانه
یا "سنگی" در دامان یک کوه
یا قدری "سنگ ریزه" در انتهای یک دریا
شاید "خاکی" از گلدان‌ یا حتی "غباری" بر پنجره
اما مرا از این میان برگزیدند :
برای" نهایت" برای" شرافت" برای" انسانیت" برای آدم بودن ‌و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد :

برای " نفس کشیدن " " دیدن " " شنیدن " " فهمیدن ""حس کردن"
و ارزنده ام کرد بابت نفسی که در من دمید
من منتخب گشته ام :
برای" قرب " برای" رجعت " برای" سعادت "برای مهربانی بخشیدن برای نوازش کردن
من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده:
به" انتخاب " به" تغییر " به" شوریدن به" محبت "
وای بر من اگر قدر ندانم من بی تو هیچم مهربان خدایِ من...❤️


خداوند را میان بوته های گندم یافتم....!
دقتم را بیشتر کردم...
آری..
خدا را در نانی یافتم که درویشی را سیر میکند.
خوب که نگاه کردم...
خدا را در خودم یافتم...
دقتم را اندکی بیش کردم ..
آری او در قلب من است.
خدا را دریاب!


تو مهربان باش…
بگذار بگویند ساده است…
فراموشکار است…
زود میبخشد…
سالهاست دیگر کسی در این سرزمین ساده نیست...
از همان وقتی که دیوار کاهگلی رفت و آجر و سنگ آمد…
از همان وقتی که ایوان شد بالکن
خانه شد لانه
دل شد گل
و کم کم
انسان شد صرفاً موجودی برای رفع نیاز های خود
اما تو تغییر نکن!
تو باش و نشان بده آدمیت هنوز نفس میکشد...
هنوز هست کسی که دل،بهانه ی خوب بودنش را بگیرد،هر از چند گاهی...

لااقل تو تغییر نکن ...

مهربان باش.


من تنهام...

نه چرا تنها؟

خدا با منه

پس من و خداییم فقط

اره فقط من و خداییم تو دنیای من

خدا جانشین تمام نداشتن های منه

جانشین تو جانشین اون جانشین اونا و جانشین هرکس دیگه حالا دیگه کسی واسم انقده مهم نیس

من خدا رو دارم

دیگه وقتی دلم تنگ میشه

به جاش میشینم با خدام درد و دل میکنم چون میدونم داره صدام رو میشنوه

نه با تو نه با اون نه با اونا یا هرکس دیگه ای

خدایا فقط ترو دارم و همین برام کافیه..


توکل بر خدایت کن ،
کفایت میکند حتما ...

اگر خالص شوی با او ،
صدایت میکند حتما ...

اگر بیهوده رنجیدی ،
از این دنیای بی رحمی ؛

به درگاهش قناعت کن ،
عنایت میکند حتما ...

دلت درمانده میمیرد ،
اگر غافل شوی از او ؛

به هر وقتی صدایش کن ،
حمایت میکند حتما ...

خطا گر میروی گاهی ،
به خلوت توبه کن با او ؛

گناهت ساده میبخشد ،
رهایت میکند حتما ...

به لطفش شک نکن گاهی ،
اگر دنیا حقیرت کرد ؛

تو رسم بندگی آموز ،
حمایت میکند حتما ...

اگر غمگین اگر شادی ،
خدایی را پرستش کن ؛

که هر دم بهترینها را ،
عطایت میکند حتما ...


خدایا...
سجده میکنم دربرابرت که اینقدر دربرابر من و گناهان من صبوری..

کمکم کن تا این مهربانی هایت را درک کنم..

خدایا...
دست گیرکه جز تو دستگیر نیست و دریاب که جز تو پناهی نیست..

خداوندا...
اگر مرا درنیابی، به کدام وادی امن آرامش پناه جویم..


خداوندا با تو ...
عقربه های ساعت معنی ندارد
بلکه هر ساعتم یک ثانیست
خداوندا گذر زمان با تو محسوس نیست...!


خدایم
تو زیباترین " ﺣﻀﻮﺭ " ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﻨﯽ
ﻭﻣﻦ ﻋﺠﯿﺐ ﺑﻪ ﺁﻏﻮﺷﺖ ﺧﻮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻡ و تنها در آنجا آرامم...

ﺧﻮﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻡ؛ ﺑﻪ ﺁﺑﯽ ﺁﺳﻤﺎﻧﺖ
ﺑﻪ ﺍﺟﺎﺑﺖ ﻫﺎﯼ ﺑﯿـﺸﻤﺎﺭﺕ
ﺑﻪ ﺑﺨﺸﺶ ﻫﺎﯼ ﺳﺨﺎﻭتمندانه ات

ﺧﻮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻡ ﺑﻪ ﺗﻤﺎﺷﺎ ﮐﺮﺩﻥ ﻭ
ﺑﻮﯾﯿﺪﻥ ﮔﻠـــﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﻣﯽ ﻓﺮﺳﺘﯽ من حس عاشقانه ی تو را درک میکنم شکوفه تازه ی روی درختان
ﺑﻪ ﺁﻓﺘﺎﺑﯽ ﮐﻪ ﻫﺮ ﺻﺒﺢ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻫﺪﯾﻪ می دﻫﯽ
باران زیبایی که عاشقانگی را تمام می کند...


عزیز از دست رفته من ..
اگر می دانستم امروز آخرین باری است که تو را می بینم ، محکم در آغوشت می گرفتم و از خداوند
می خواستم که خودش نگهبان روحت باشد .
اگر می دانستم این آخرین باری است که از این در می گذری ، تو را در دستانم می گرفتم و می بوسیدم و
یک بار دیگر هم که شده اسمت را بر زبان می آوردم .
اگر می دانستم که این آخرین باری است که صدای تو را می شنوم ، تک تک واژه هایت را با دقت گوش می
دادم تا بتوانم آن را برای خودم بارها و بارها بشنوم .
اگر می دانستم که آخرین باری است که تو را می بینم ، به تو می گفتم که دوستت دارم و مانند احمق ها
فرض نمی کردم که تو همین الانش هم این را می دانی و نیازی به گفتنش نیست .


امروز پنجشنبه دیگری است ...
و دلخوشند به این پنجشنبه ها عزیزانی که روزی در کنارمان بودند
و اکنون فقط یاد و خاطره اشان در دلمان باقیست..
بیاید با هم یادی کنیم با ذکر یک فاتحه و یک صلوات و یا یک خدا بیامرزدش..
روزی خواهد رسید که خود ما هم چشم براه و دلخوش همین
پنجشنبه ها هستیم..


ای رفته از برم به دیاران دوردست !
با هر نگین اشک ، به چشم تر منی..
پنداشتی که نور تو خاموش می شود ؟
پنداشتی که رفتی و یاد گذشته مرد ؟
نه ، ای امید من !
هر جا ، به هر زمان
در خاطر منی ...


«فَإِن تَوَلَّوْاْ فَقُلْ حَسْبِیَ اللّهُ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ»
پس اگر (از سخنان خداوند) روى گردان شدند، بگو:
«خداوند مرا کافى است. هیچ معبودى جز او نیست. تنها بر او توکّل کرده‏ ام و او پروردگار عرش بزرگ است.»
سوره توبه، آیه ۱۲۹


تولد انسان همانند روشن شدن کبریت است

و مرگش همچون خاموش شدن آن

بنگر که دراین فاصله چه کردی..!

سوزاندی یا گرما بخشیدی..!


خـداونــــــــدا ...!
تو تکراری ترین " حضور " زندگی منی ...!
و من عجیب به آغوش تو ...
از آن سوی فاصله ها خو گرفته ام ...


بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم

«حاتم اصم» می گوید:
روزی نماز جماعت از من فوت شد و تنها یک نفر به من تعزیت گفت و آن هم« اسحاق بخاری» بود؛ در حالی که اگر فرزندم از دست می رفت، بیش از ده هزار نفر به تسلیت و تعزیت من می آمدند، زیرا مصیبت دین در نظر مردم، از مصیبت دنیا سبک تر است!


صلوات جهت پاک شدن از تمام گناهان

و ابن بابویه از ابوحمزه روایت کرده است که از امام جعفر صادق (ع) پرسیدم که چگونه صلوات فرستم بر (محمد و آل محمد) ؟فرمود: که می‌گویید

صَلَواتُ اللهِ وَ صَلَواتُ مَلائِکَتِهِ وَ أنْبِیائِهِ وَ رُسُلِهِ وَ جَمیعِ خَلْقِهِ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ السَّلامِ عَلَیْهِ وَ رَحَمهُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ

عرض کردم چه خواهد بود ثواب آن؟ فرمودند : به خدا قسم از گناهان بیرون می‌آیی، مانند روزی که از مادر متولد شده ای.


من فالوور خدام چون تنها کسیه که فریادام اذیتش نمیکنه.

فالوور خدام چون تنها کسیه که بهم نمیگه بسه خسته شدم.

فالوور خدام چون تنها کسیه که مطمئنم منو بخاطر همینی که هستم میخواد.

فالوور خدام چون تنها کسیه که مطمئنم بهم هیچ وقت پشت نمیکنه.

فالوور خدام چون تنها کسیه که وقتی میگم تنهام سریع خودشو بهم میرسونه.

فالوور خدام چون تنها کسیه که همیشه بهم لبخند میزنه.

فالوور خدام چون تنها کسیه که همیشه برام وقت داره.

فالوور خدام چون تنها کسیه که بهم پناه میده.

فالوور خدام چون تنها کسیه که همیشه حواسش بهم بوده و هست .

فالوور خدام به خاطر همه خوبیهاش .

فالوور خدام چون اجازه داده عاشقش باشم

...من فالوور خدام ..و منتظر یه لایک خودش.. شما چی ..؟؟ااااااا


بیاید امشب برای هم دعا کنیم...
بیایید امشب دعا کنیم تا هیچکس دلش نگیره..
دعا کنیم تا صبور باشیم و مدارا کنیم ...
دعا کنیم نترسیم.از روزگار و سختی هاش نترسیم...
دعا کنیم اقوام و دوستانمان سالم و شادوسرحال بمانند...
دعا کنیم تا خدا بداند ما معنای آرزو و عشق و دوست داشتن خدا را فرا گرفته ایم ...
و در نهایت برای هم دعا کنیم تا عاقبت همه امان ختم به خیر شود...


خــــــــدایا
بهترین درسهـــــا را
در زمان سختــــــی آمــــوختم
و دانستـــــم صبور بودن
یک ایمــــــان است،
و خویشتن داری یک عبـــــــادت ...

فهمیدم ناکامی به معنای
تاخیـــــــر است، نه شکست
و خنــــدیـــــدن یک نیایش است ...

فهمیـــــدم جــــز به تو نمـــی‌توان
امُیــــــــــد داشت،
و جز با عشق به تو نمی‌توان
زندگــــــی کرد ...


خدایا ...
تو زیباترین ◁ ﺣﻀﻮﺭ ▷ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﻨﯽ ...
ﻭ ﻣﻦ ﻋﺠﯿﺐ ﺑﻪ ﺁﻏﻮﺷﺖ ﺧﻮ ﮔﺮﻓﺘﻪﺍﻡ ...
.
ﺧﻮ ﮔﺮﻓﺘﻪﺍﻡ ﺑﻪ ﺁﺑﯽ ﺁﺳﻤﺎﻧﺖ ...
ﺑﻪ ﺍﺟﺎﺑﺖﻫﺎﯼ ﺑﯿﺸﻤﺎﺭﺕ ...
ﺑﻪ ﺑﺨﺸﺶﻫﺎﯼ ﺳﺨﺎﻭﺗﻤﻨﺪﺍﻧﻪاﺕ ...
.
ﺧﻮ ﮔﺮﻓﺘﻪﺍﻡ ﺑﻪ ﺗﻤﺎﺷﺎ ﮐﺮﺩﻥ ﻭ ﺑﻮﯾﯿﺪﻥ ﮔﻠﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﻣﯽ‌ﻓﺮﺳﺘﯽ ...
ﺑﻪ ﺁﻓﺘﺎﺑﯽ ﮐﻪ ﻫﺮ ﺻﺒﺢ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻫﺪﯾﻪ ﻣﯿﺪﻫﯽ ...
.
ﺧﺪﺍﯾﺎ ...
ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯ ﻣﻦ ﮔﺮﻓﺘﯽ ﻭ ﺑﺨﺸﯿﺪﯼ، ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﻣﻌﺎﺩﻟﻪﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ، ﻧﻪ ﻏﺼﻪ ﺧﻮﺭﺩﻥ براﯼ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪﻫﺎﺳﺖ ﻭ ﻧﻪ ﺷﺎﺩﺑﻮﺩﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺍﺷﺘﻪﻫﺎ...
.
ﻣﯽﮔﻮﯾﻨﺪ: ﭼﺸﻤﻪﻫﺎ ﺩﺭ ﺟﺎﺭﯼﺷﺪﻥ ﻭ ﻋﻠﻔﻬﺎ ﺩﺭ ﺳﺒﺰ ﺷﺪﻥ ﻣﻌﻨﯽ ﭘﯿﺪﺍ می‌کنند.
ﮐﻮﻫﻬﺎ ﺑﺎ ﻗﻠﻪﻫﺎ ﻭ ﺩﺭﯾﺎﻫﺎ ﺑﺎ ﻣﻮﺝ، ﺯﻧﺪﮔﯽ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ...
ﻭ ﻫﻤﻪ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺑﺎ عــــــشـــــق ...
.
ﭘﺲ ﻗﻠﺒﻢ ﺭﺍ ﭘﺬﯾﺮﺍ ﺑﺎﺵ ﻭ
ﻋﺸﻘﺖ ﺭﺍ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﭘﯿﺶ ﺩﺭ آﻥ ﺟﺎﯼ ده ...

الهی آمین 🙏


لحظه ای چشمهایت را ببند 

و در دلت با خدا سخن بگو ..

به همان زبان ساده خودت
هر آنچه در دل داری را بازگو کن ..

شاید طلب بخشش داری
و شاید آرزویی دست نیافتنی...

بگو ..
مطمئن باش خدا میشنود..
خودت را سبک کن و پرواز
دلت را بسویش حس کن ..

یادمان باشد که بسیاری
از آنچه را که امروز داریم
حاصل همین دعاها و سخن هاست.

شاید حرفهایی نگفته بماند..
مقصدهایی نرسیده بماند..

آرزوهایی برای برآورده شدن بماند..
و عشق هایی برای نرسیدن ..
اما همیشه خدایی هست برای پرستیدن


گاهی چه دلگیرمیشوی از خدا 

و گاهی چه بی تاب و دلـــتنـــگ

گاهی از حکمتش ناراضی
و گاهی شاکر و خوشحال

گاهی مشکوک ...
و گاهی مجذوب عدالتش...
گاهی بسیار نزدیک...
و گاه بیشمار دور..

خدا که همان خداست، ای کاش ما اینقدر
گاهی به گاهی نمیشدیم...


خدایا.. امیدم را نا امید نکن ..

تا بتوانم سختی ها را تحمل کنم ،
تا بتوانم با این دنیا و آدم هایش کنار بیایم.....
خدایا با تمام وجود می خوانمت و می گویم به تو احتیاج دارم ؛
به تو که همیشه و در همه حال،
و در هر شرایطی همراهی ام کردی؛
خدایا به آرامش با تو بودن نیازمندم
نیازمندم که بپذیری مرا،
اجابت کنی مرا !

خدایا سخت است زندگی، سخت است تصمیم گیری !
سخت است.....
سخت است.....
سخت است.....
و سخت است کسی نباشد که باورت کند...
که باور کند شادی درد دارد..
که باور کند واقعیت همیشه آن چیزی نیست که انسان می بیند یا میشنود،
واقعیت چیزی فراتر از این حرف هاست...
خدایا اشتباه کرده ام و قبول دارم اشتباهم را..
اشتباه کرده ام و باور دارم که نباید اینگونه اشتباه می کردم....
اشتباه کرده ام و باور دارم که تو بخشاینده ای.....
باور دارم که تو ستارالعیوبی....
باور دارم که تو مهربان ترینی....
و باور دارم که تو باز هم مرا می پذیری....
حتی یک لحظه فکر کردن به اینکه مرا نپذیری دیوانه ام می کند....
می خواهم که باز مرا یاری ام کنی، من به امید بخشش و بزرگی توست
که زنده ام !
پس امیدم را ناامید نکن......


گفتم گرفتارم خدا
گفتی ک آزادت کنم
گفتم گناه کارم خدا
گفتی ک عفوت میکنم
گفتم خطاکارم خدا
گفتی ک میبخشم خطا
گفتم جفاکارم خدا
گفتی وفایت میدهم
گفتم صدایت میکنم
گفتی جوابت میدهم
گفتم ز پا افتاده ام
گفتی بلندت میکنم
گفتم نظر بر من نما
گفتی نگاهت میکنم
گفتم بهشتم میبری؟
گفتی ضمانت میکنم
گفتم ک ادعونی بگم
گفتی اجابت میکنم
گفتم ک من شرمنده ام
گفتی ک پاکت میکنم
گفتم ک یارم میشوی
گفتی رفاقت میکنم
گفتم ندارم توشه ای
گفتی عطایت میکنم
گفتم دردمندم خدا
گفتی مداوایت کنم
گفتم پناهی نی مرا
گفت پناهت میدهم...!


تو با تمام بندگی ات برای او باش ...
تا 
او با تمام خدایی اش برای تو باشد۰۰۰۰
✔✅کلید طلایی همین است✅✔

قطاری سوی" خدا" میرفت,
همه مردم سوار شدند...
به بهشت که رسیدن همه پیاده شدن...
و فراموش کردن که مقصد"خدا"بود نه بهشت.

خداگو با خداجو فرق دارد
حقیقت با هیاهو فرق دارد
بسا مشرک که خود قرآن بدست است
نداند در حقیقت بت پرست است ...

خدایا بعضی از آدمهایت مرا نمیفهمند...

ومن نیز آدمهایت را نمی فهمم...

همین که تو من وآدمهایت را میفهمی کافیست...

شاید این باشد. حکایت فقط خدا رو عشق است.....

میدونی وقتی خدا داشت بدرقم می کرد

بهم چی گفت ؟

گفت :
جایی که میری مردمی داره که دلتو میشکنن

نکنه غصه بخوری من همه جا باهاتم.

تو تنها نیستی برات :

تو کوله بارت عشق میذرام که بگذری .

قلب میذارم که جا بدی .

اشک میدم که همراهیت کنه .

و مرگ که بدونی برمیگردی پیش خودم .


خدای من
کمی پایین بیا
و روی این نمیکت کنارم بشین
کمی دستم را بگیر
کمی شانه هایم را بفشار
کمی از گریه هایم را تماشا کن
میدانی!
عجب گرفته ام
رهایم نکن


عشق های آدمی
 بوسه ای است که به خدا هدیه می شود.
کاظم عابدینی مطلق

وقتی تو گفتی برخی کارها غیر ممکن است»، خداوند پاسخ داد:«همه چیز ممکن است»،
وقتی گفتی«هیچ کس واقعاً مرا دوست ندارد»،
خداوند پاسخ داد:«من تو را دوست دارم»،
وقتی گفتی «من بسیار خسته هستم»، خداوند پاسخ داد:«من به تو آرامش خواهم داد»،
وقتی گفتی«من توان ادامه دادن ندارم»،خداوند پاسخ داد:«از رحمت من غافل نشو »،
تو گفتی«من نمی‌توانم مشکلات را حل کنم»، خداوند پاسخ داد:«من گامهای تو را هدایت خواهم کرد»،
تو گفتی«من نمی‌توانم آن را انجام دهم»
خداوند پاسخ داد:«تو هر کاری را با من می‌توانی به انجام برسانی»،
تو گفتی«من نمی‌توانم خود را ببخشم»،خداوند پاسخ داد:«من تو را ‌بخشیده ام»،
تو گفتی «من می‌ترسم»،خداوند پاسخ داد:«شجاع باش چون من روحی ترسو به تو نداده ام»،
وقتی تو گفتی«من همیشه نگران و ناامیدم»،
خداوند پاسخ داد:«تمام نگرانی هایت را به دوش من بگذار»،
تو گفتی« شاید من به اندازه کافی ایمان ندارم»، خداوند پاسخ داد:«من به همه به یک اندازه ایمان داده ام»،
وقتی تو گفتی«من احساس تنهایی می‌کنم»،
خداوند پاسخ داد:«من هرگز تو را ترک نخواهم کرد»
...حال تو بگو برای خدا چه کرده ای ؟؟!


من میدانم نگاه زیبای خدا همراه من است..
چه مهربان به کمک من میایی..
چه عاشقانه با من مهربانی..
چقدر ارام دستم را میگیری و یاری ام میکنی..
در تمام زیبایهای زندگیم تو را میبینم و حس میکنم..
با تو آرام و شادم .. ای تمام آرامش وجود من ...
چه زیبا گفتی تنها یاد خودت آرام بخش دلهاست ..
با یاد تو زنده ام و با یاد تو نفس میکشم...


خدایم

 تو زیباترین " ﺣﻀﻮﺭ " ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﻨﯽ

ﻭﻣﻦ ﻋﺠﯿﺐ ﺑﻪ ﺁﻏﻮﺷﺖ ﺧﻮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻡ و تنها در آنجا آرامم...

 

ﺧﻮﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻡ؛ ﺑﻪ ﺁﺑﯽ ﺁﺳﻤﺎﻧﺖ

ﺑﻪ ﺍﺟﺎﺑﺖ ﻫﺎﯼ ﺑﯿـﺸﻤﺎﺭﺕ

 ﺑﻪ ﺑﺨﺸﺶ ﻫﺎﯼ ﺳﺨﺎﻭتمندانه ات

 

ﺧﻮ  ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻡ ﺑﻪ ﺗﻤﺎﺷﺎ ﮐﺮﺩﻥ ﻭ

 ﺑﻮﯾﯿﺪﻥ ﮔﻠـــﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﻣﯽ ﻓﺮﺳﺘﯽ من حس عاشقانه ی تو را درک میکنم شکوفه تازه ی روی درختان

 ﺑﻪ ﺁﻓﺘﺎﺑﯽ ﮐﻪ ﻫﺮ ﺻﺒﺢ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻫﺪﯾﻪ می دﻫﯽ

باران زیبایی که عاشقانگی را تمام می کند...

 

 ﺧﺪﺍﯾﺎ ! ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯﻣﻦ ﮔﺮﻓﺘﯽ ﻭ ﺑﺨﺸﯿﺪﯼ، ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﻣﻌﺎﺩﻟﻪ  ﺯﻧﺪﮔﯽ ، ﻧﻪ ﻏﺼﻪ ﺧﻮﺭﺩﻥ براﯼ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﻫﺎﺳﺖ ﻭ ﻧﻪ ﺷﺎﺩ ﺑﻮﺩﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻫﺎ

 

ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﭼﺸﻤﻪ ﻫﺎ ﺩﺭ ﺟﺎﺭﯼ ﺷﺪﻥ ﻭ ﻋﻠﻔﻬﺎ ﺩﺭ ﺳﺒﺰ ﺷﺪﻥ ﻣﻌﻨﯽ پـﯿﺪﺍ می کنند.

 

ﮐﻮه ها ﺑﺎﻗﻠﻪ ﻫﺎ ﻭ ﺩﺭﯾﺎﻫﺎ ﺑﺎ ﻣﻮﺝ، ﺯﻧﺪﮔﯽ پـﯿﺪﺍ می کنند. ﻭﻫﻤﻪ انسان ها ﺑﺎ ﻋﺸﻖ

 

ﭘﺲ ﻗﻠﺒﻢ ﺭﺍ پـﺬﯾﺮﺍ ﺑﺎﺵ ﻭ

 ﻋﺸﻘﺖ ﺭﺍ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ پـﯿﺶ ﺩﺭ آﻥ ﺟﺎﯼ ده

 

میخواهم دلم جایگاه تو باشد پر ازتو و خالی از غیر ....

بهتر ز تو نیست ....

دریاب مرا


مراقب آدمهای "آرام" زندگیتان باشید،

آنهایی که "گوش" میدهند،
دیرتر "غمگین" میشوند،
"سخت عصبانی" میشوند،
طولانی "دوستتان" دارند،
کم "عاشق" میشوند،
"مهربانی" را بلدند،"حواسشان" به شماست، ...
"درد" را به "جان" میگیرند تا شما را "نرنجانند"،...
آنها همانهایی هستند که اگر "دلشان بشکند"!
دیگر"نیستند"!
نه اینکه "کم" باشند
دیگر "نیستند...


تو می روی برای رفتن تو
راه میشوم!
تو پلک میزنی و من
برای چشم های غم گرفته ات
نگاه میشوم!
تو خسته میشوی و من
برای خستگی تو چه عاشقانه تکیه گاه میشوم!
دلت گرفته است؟
پا به پای گریه های تو
بغض و اشک و آه میشوم!!!
سکوت میکنی و من
به احترام خلوتت به شب پناه میبرم
سیاه در سیاه میشوم!
همیشه آخر تمام شکوفه ها به چشم های عاشقت که میرسم
سکوت میکنم و باز برای آسمان غم گرفته ی تو ماه میشوم!! آری معنای کوچک خواهر گاهی خلاصه میشود در مهربانیش در دلسوزیش...
ممنون که مهربونی....


از همه ناشکرى هایم خجالت کشیدم...
وقتی پسر بچه فلجی را دیدم که می گفت:
خدایا از تو ممنونم که مرا
در مقامی آفریدی که هر کس مرا ببیند،
تو را شکر می کند...


خدایا ❤️
بابت هر شبی که بی شکر سر بر بالین گذاشتم؛
بابت هر صبحی که بی سلام به تو آغاز کردم؛
بابت لحظات شادی که به یادت نبودم؛
بابت هر گره که به دست تو باز شد و من به شانس نسبتش دادم؛
بابت هر گره که به دستم کور شد و مقصر را تو دانستم؛
مرا ببخش...


درست همون لحظه ای که ناامیدی ...
درست همون جایی که کارت لنگ مونده...
درست همون لحظه ای که از همه قطع امید کردی دستت رو میگیره
فقط کافیه دستتو به سمتش دراز کنی و درخواست کمک کنی
از رحمتش نا امید نشو


برایت آرزو میکنم:
که هرجا میری یه نفر مثل
خودت سر راهت قرار بگیره.
این میتونه زیباترین دعا
و یا بدترین نفرین باشه.
خودت بنگر برایت چیست.


خدایا سلام
ما بیـــــدار شدیم
سرحالیم
امید داریم
و می خندیم
اینهــــا همش از برکت وجود توست

ﺧﺪﺍﻳﺎ
ﺩﺭ ﺷﺮﻭﻉ ﻫﺮ روز :

به ﻓﻜﺮﻣﺎﻥ ، ﻣﻨﻄﻖ
ﺑﻪ ﻗﻠﺒﻤﺎﻥ ، ﺁﺭﺍﻣﺶ
ﺑﻪ ﺭﻭﺣﻤﺎﻥ ، ﭘﺎﮐﯽ
ﺑﻪ ﻭﺟﻮﺩﻣﺎﻥ ، ﺁﺯﺍﺩی
ﺑﻪ ﺩﺳﺘﻬﺎﻳﻤﺎﻥ ، ﻗﺪﺭﺕ
ﺑﻪ ﺯﻧﺪﮔﻴﻤﺎﻥ ، ﻋﺸﻖ
ﺑﻪ رفاقتمان ، ﺗﻌﻬد
ﻭ ﺑﻪ ﺗﻌﻬﺪﻣﺎﻥ ، ﺻﺪﺍﻗﺖ
ﻋﻄﺎ ﻓﺮﻣﺎ 
آمین


خدایا!
اگر ما انسان ها می توانیم به هم 
محبت کنیم؛
اگر قلبمان برای یکدیگر می تپد؛ 
فقط و فقط به یمن حضور تو در دل هایمان است؛
و گرنه
مشتی خاک که خبری از گوهر والای محبت ندارد،
چه برسد به عاشق شدن!‎
 پروردگار نازنینم!
سپاس که با حضورت در قلب هایمان، 
ما را لایق محبت کردن و محبت دیدن کردی...❤️

امروز خدا را دیدم که در کوچه ها قدم می زد...
امروز خدا را دیدم در لبخند مهربان خواهرم صبح ِ زود
وقتی به سوی محل ِ کارش روانه بود...
امروز خدا را دیدم در سادگی چهره ی مادر وقتی برای صبحانه با حوصله چای دَم می کرد...
امروز خدا را دیدم که حیاط را آب و جارو می کرد...
امروز خدا را در آبی آسمان و درخشش خورشید دیدم...
خدا را دیدم که با صدای یک کودک می خندید...
امروز خدا را در آواز یک پرنده شنیدم...
امروز خدا را بارها و بارها در آغوش گرفتم و چشمانم جُز خدا را نمی دید!
خدا چقدر بزرگ است که در همه چیز جا می شود...!!

رسول اکرم علیه السلام فرموند:

ای علی

با ترسو مشورت نکن:
زیرا او راه بیرون آمدن
از مشکل را بر تو تنگ می کند.

با بخیل مشورت نکن:
زیرا او تورا از هدفت باز میدارد.

و با حریص مشورت نکن:
زیرا او حریص بودن را
در نظرت زیبا جلوه می دهد.


دلم تنگ است...
دلم تنگه کوچه های باریک خدا است،
دلم تنگ لحظه های زیبای تنهائی است . دلم تنگ صدای پروردگار است . لحظه های که مملو از سکوت بود، لحظه هائی که برای بوجود آوردنش تنها یک دل شکسته لازم بود، لحظه هائی که فقط ایمان بنیان دعای سحر اش بود.
دلم تنگ اذان است ... صدای بلند ا... اکبر
که گوش ناشنوایم را برای عبادت بیدار کند و من
همچنان در خوابم .
دلم تنگه لحظه ای است که پشت در خانه خدا می نشستم و با گریه خدا را صدا می کردم تا درب را باز کند اما نمی داستم که خدا
هم بعضی وقتها خانه نیست و باید صبر کرد.
دلم تنگ لحظه ای است که در باز میشد و میگفتم که ای خدا ، چرا اینقدر دیر در را گشودی ؟
و او میگفت در خانه من همیشه و بروی همه باز است .. تو خود این در را بسته بودی و بازهم تو خود بودی که در را گشودی.. دلم تنگ در زدن است. دلم تنگ رحمت است، دلم تنگ لحظه ای... فقط لحظه ای توبه و
نیایش با خلوص پاک است.
دلم تنگ است...


دلی را نکشن
شاید خانه خدا باشد!

کسی را تحقیر نکن ،
شاید محبوب خدا باشد!

از هیچ‌ عبادتی دریغ نکن ،
شاید کلید رضایت خدا باشد!

سر نماز اول وقت حاضر باش ،
شاید آخرین دیدارت با خدا باشد.

هیچ گناهی را کوچک نشمار ،
شایددرآن خشم خدا باشد.

از هیچ غم ناله نکن ،
شاید امتحان از سوی خدا باشد.


این پست هر روز بروز رسانی میشود

جهت دریافت آخرین مطالب سایت در ایمیل خود ، در خبرنامه عضو شوید
مطالب پیشنهادی

ویدیو کوتاه و زیبا با موضوع شاد زندگی کنید - مثبت اندیشی و خوش بینی - راز موفقیت

کلیک کنید

مثبت اندیش باش تا کامروا باشی
آموزش کامل و کاربردی مثبت اندیشی
به سمت زندگی خوب تغییر کنید

کلیک کنید

۱۸ دیدگاه
    • avatar
      خواهش
  1. avatar
    فوق العاده بود
    بخصوص اون داشتان بچهه... کلی گریه کردم 😭
    کاش به پاکی کودکی هامون، پاک بودیم 😔
    • avatar
      ممنون که خوندی 
      راستی تکراری ها رو بگو
  2. avatar
    ﺑﻨﺪﻩ : ﺧﺪﺍﯾﺎ ! ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡ ! ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﻢ . 
     ﺧﺪﺍ : ﺑﻨﺪﻩ ﯼ ﻣﻦ، ﺩﻭ ﺭﮐﻌﺖ ﻧﻤﺎﺯ ﺷﻔﻊ ﻭ ﯾﮏ ﺭﮐﻌﺖ ﻧﻤﺎﺯ ﻭﺗﺮ ﺑﺨﻮﺍﻥ . 
     ﺑﻨﺪﻩ : ﺧﺪﺍﯾﺎ ! ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﻣﺸﮑﻞ ﺍﺳﺖ ﻧﯿﻤﻪ ﺷﺐ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺷﻮﻡ … 
     ﺧﺪﺍ : ﺑﻨﺪﻩ ﯼ ﻣﻦ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﺍﯾﻦ ﺳﻪ ﺭﮐﻌﺖ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻥ 
     ﺑﻨﺪﻩ : ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺳﻪ ﺭﮐﻌﺖ ﺯﯾﺎﺩ ﺍﺳﺖ 
     ﺧﺪﺍ : ﺑﻨﺪﻩ ﯼ ﻣﻦ ﻓﻘﻂ ﯾﮏ ﺭﮐﻌﺖ ﻧﻤﺎﺯ ﻭﺗﺮ ﺑﺨﻮﺍﻥ 
     ﺑﻨﺪﻩ : ﺧﺪﺍﯾﺎ ! ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡ ! ﺁﯾﺎ ﺭﺍﻩ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻧﺪﺍﺭﺩ؟ 
     ﺧﺪﺍ : ﺑﻨﺪﻩ ﯼ ﻣﻦ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﻭﺿﻮ ﺑﮕﯿﺮ ﻭ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﮐﻦ ﻭ ﺑﮕﻮ ﯾﺎ ﺍﻟﻠﻪ 
     ﺑﻨﺪﻩ : ﺧﺪﺍﯾﺎ ! ﻣﻦ ﺩﺭ ﺭﺧﺘﺨﻮﺍﺏ ﻫﺴﺘﻢ ﺍﮔﺮ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﻮﻡ ﺧﻮﺍﺏ ﺍﺯ ﺳﺮﻡ ﻣﯽ ﭘﺮﺩ ! 
     ﺧﺪﺍ : ﺑﻨﺪﻩ ﯼ ﻣﻦ ﻫﻤﺎﻧﺠﺎ ﮐﻪ ﺩﺭﺍﺯ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺍﯼ ﺗﯿﻤﻢ ﮐﻦ ﻭ ﺑﮕﻮ ﯾﺎ ﺍﻟﻠﻪ 
     ﺑﻨﺪﻩ : ﺧﺪﺍﯾﺎ ﻫﻮﺍ ﺳﺮﺩ ﺍﺳﺖ ! ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﻢ ﺩﺳﺘﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺯﯾﺮ ﭘﺘﻮ ﺩﺭ ﺑﯿﺎﻭﺭﻡ 
     ﺧﺪﺍ : ﺑﻨﺪﻩ ﯼ ﻣﻦ ﺩﺭ ﺩﻟﺖ ﺑﮕﻮ ﯾﺎ ﺍﻟﻠﻪ ﻣﺎ ﻧﻤﺎﺯ ﺷﺐ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺣﺴﺎﺏ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ 
     ﺑﻨﺪﻩ ﺍﻋﺘﻨﺎﯾﯽ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺑﺪ 
     ﺧﺪﺍ : ﻣﻼﺋﮑﻪ ﯼ ﻣﻦ ! ﺑﺒﯿﻨﯿﺪ ﻣﻦ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺳﺎﺩﻩ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻡ ﺍﻣﺎ ﺍﻭ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﻪ ﺍﺫﺍﻥ ﺻﺒﺢ ﻧﻤﺎﻧﺪﻩ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﮐﻨﯿﺪ ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﺍﻣﺸﺐ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺣﺮﻑ ﻧﺰﺩﻩ . 
     ﻣﻼﺋﮑﻪ : ﺧﺪﺍﻭﻧﺪﺍ ! ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﮐﺮﺩﯾﻢ ،ﺍﻣﺎ ﺑﺎﺯ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪ 
     ﺧﺪﺍ : ﻣﻼﺋﮑﻪ ﯼ ﻣﻦ ﺩﺭ ﮔﻮﺷﺶ ﺑﮕﻮﯾﯿﺪ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺕ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺗﻮﺳﺖ 
     ﻣﻼﺋﮑﻪ : ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺍ ! ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ ! ﺧﺪﺍ : ﺍﺫﺍﻥ ﺻﺒﺢ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻃﻠﻮﻉ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﺍﺳﺖ ﺍﯼ ﺑﻨﺪﻩ ﯼ ﻣﻦ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺷﻮ ﻧﻤﺎﺯ ﺻﺒﺤﺖ ﻗﻀﺎ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﺍﺯ ﻣﺸﺮﻕ ﺳﺮ ﺑﺮ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩ 
     ﻣﻼﺋﮑﻪ : ﺧﺪﺍﻭﻧﺪﺍ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﺑﺎ ﺍﻭ ﻗﻬﺮ ﮐﻨﯽ؟ 
     ﺧﺪﺍ : ﺍﻭ ﺟﺰ ﻣﻦ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﺩ … ﺷﺎﯾﺪ ﺗﻮﺑﻪ ﮐﺮﺩ… 
     ﺑﻨﺪﻩ ﯼ ﻣﻦ ﺗﻮ ﺑﻪ ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻧﻤﺎﺯ ﻣﯽ ﺍﯾﺴﺘﯽ ﻣﻦ ﺁﻧﭽﻨﺎﻥ ﮔﻮﺵ ﻓﺮﺍ ﻣﯿﺪﻫﻢ ﮐﻪ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﻫﻤﯿﻦ ﯾﮏ ﺑﻨﺪﻩ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﻡ ﻭ ﺗﻮﭼﻨﺎﻥ ﻏﺎﻓﻠﯽ ﮐﻪ ﮔﻮﯾﺎ ﺻﺪ ﻫﺎ ﺧﺪﺍ ﺩﺍﺭﯼ!!
    😟😟😟
  3. avatar
    آتشی که نمی سوزاند ابراهیم را
    و دریایى غرق نمی کند “موسى” را
     مادری،کودک دلبندش را به دست 
    موجهاى خروشان “نیل” می سپارد
     تا برسد به خانه ی فرعونِ تشنه به خونَش 
    دیگری را برادرانش به چاه مى اندازند 
    سر از خانه ی عزیز مصر درمی آورد
    مکر زلیخا زندانیش می کند ، اما
    عاقبت بر تخت ملک می نشیند 
    از این “قِصَص” قرآنى هنوز هم نیاموختی؟! 
    که اگر همه ی عالم قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشند 
     و خدا نخواهد ، نمی توانند 
     او که یگانه تکیه گاه من و توست 
     پس ؛ 
     به “تدبیرش” اعتماد کن ، 
     به “حکمتش” دل بسپار ، 
     به او “توکل” کن ؛ 
     و به سمت او “قدمی بردار” ، 
     تا ده قدم آمدنش به سوى خود را به تماشا بنشینی 
    👌🌷👌🌷👌
  4. avatar
    4 راه پر برکت برای زندگی: 
     1، نگاه به عقب و تشکر از خدا. 
     2، نگاه به جلو و اعتماد به خدا 
     3، نگاه به اطراف و خدمت به خدا. 
     4، نگاه درون و پیدا کردن خدا ..! 
    ....🌷
    • avatar
      عالی 
  5. avatar
    همیشه فکر می کنیم چون گرفتاریم 
     واسه خدا وقت نداریم 
     غافل از اینکه چون برای خدا وقت نمی ذاریم 
     گرفتاریم 
    :(
    • avatar
      اوهوم
  6. avatar
    منم باهاتون موافقم زهرا خانوم داستان بچه رو دوس داشتم
    برا همین میگم پیش خدا بهتره:))
  7. avatar
     سپیده جان فداتشم دهنمو باز نکن دوستم 😡
    خخخ من کلا تعادل ندارم داداشمم میدونه :)
    راستی سپیده بیزحمت همون زهرا صدام کن ...
    از خانوم و گلم و جان بدم میاد :))))

    • avatar
      خخخخ
    • avatar
      سپاس
  8. avatar
    عالی فوق العاده زیبا نمیدونم چی بگم چون خیلی خیلی خوب بود انگار وقتی میخوندم خدا کنارم بود واقعا مرسی هم از خودت هم از دستهات هم از قلبت چون همه برای خدا نوشتن و تپیدن و بودن ایول داری دوست ناز و صمیمی من
    • avatar
      سپاس 
      ما رو دعا هم دعا کنید
  9. avatar
    انشاالله به تمام ارزو هات برسی عزیزی راستی من برات دعا کردم یادت نره برام دعا کنی دعا های من مفتی نیستا
    • avatar
      :)))))
  10. avatar
    خدایا....
    دلم تنگ است...
    می ترسم از خودم، از بزرگ شدن، از فراموشی، از......
    خیلی چیزها برای ترسیدن هست....
    دلم تنگه لحظات نابی است که گذشت ....
    تکرار این لحظات را آرزومندم..
    خدایا دوستت دارم
    گفتنش آسان و عمل کردن سخت
    کمکم کن اثبات کنم دوست داشتنت را.....
  11. avatar
    خدایا..
    ....
    یعنی به این زودی داره برآورده میشه یا نه صرفا یه اتفاقه.....
    شاید یه تذکر....
    شاید هم نه
    توهمه و تصادفی بوده....
    در هرصورت 
    خدایا شکر:)))))
    «گفتار آنان در بهشت این است که....»
    « اگر همانگونه که مردم در به دست آوردن خوبی ها...»؟؟!!
    سوره یونس
    • avatar
      شکر
    • avatar
      برای پست ها کلی زحمت کشیدم
      با ذکر منبع اشکالی نداره
    • avatar
      پشیمون شدم مهم نیست 
      هر طور دوست داری بذار 
      همین که خدا ببینه کافیه :)
  12. avatar
    در ضمن اگه یه وقت خلاصه ای از مطالب رو گفتم یا یه تغییری ایجاد شد مشکلی نداره؟
    • avatar
      هر طور اصلاح میبینید بذارید 
    • avatar
      موفق باشید :)
ارسال نظر
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
زندگی، یعنی عشق فرصت همراهی با، امید است درک همین اکنون است وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشق شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم رسم پذیرایی از تقدیر است یعنی تکاپو یعنی هیاهو شب نو، روز نو، اندیشه نو یعنی حرکت و امید