۱۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «عشق به خدا» ثبت شده است
    • متن با موضوع خدا

      متن های زیبا با موضوع خدا

      قسمت دوم

      متن با موضوع خدا

    • عشق واقعی

      عشق واقعی

      دو سالی بیشتر نبود که ازدواج کرده بود. به سختی و با بغض حرف میزد و می گفت که همسرم منو دوست نداره! می گفت من همیشه دوست داشتم با کسی ازدواج کنم که واقعاً و از ته دل من رو دوست داشته باشه و عشقش یک عشق قلبی و درونی باشه.
      وقتی سعی داشتم بهش اثبات کنم که همسرت واقعاً دوستت داره، بهم گفت :

    • به او توکل کن

      به او توکل کن

      آتشی که نمى سوزاند ابراهیم را

      و دریایى که غرق نمی کند موسى را

      کودکی که مادرش او را به دست موج هاى نیل می سپارد تا...

    • امروزتان پر از نگاه خدا

      امروزتان پر از نگاه خدا

      ﻫـــﺮ ﺭﻭﺯ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﺑــﯿﺪﺍﺭ ﻣﯿﺸﻮﻡ

      ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻢ ﻫـــــﻨﻮﺯ ﺍﻣـﺮﻭﺯ ﺍﺳﺖ

      ﻭ ﻓـﺮﺩﺍ ﻧﯿﺎﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ

      ﻓـﺮﺩﺍ ﻭﺍﮊﻩ ﺍﯼ ﺑﯿﺶ ﻧﯿﺴﺖ

      ﻫﺮ ﭼﻪ ﮐﻪ ﻫﺴﺖ ﺍﻣـــﺮﻭﺯ ﺍﺳﺖ

      ﺍﻣــﺮﻭﺯﺗﺎﻥ ﻗﺸــﻨﮓ

      ﺍﻣﺮﻭﺯﺗﺎﻥ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ

      ﺍﻣﺮﻭﺯﺗﺎﻥ ﺷﺎﺩ

      ﺍﻣﺮﻭﺯﺗﺎﻥ ﭘﺮ ﺍﺯ ﻧﮕﺎﻩ ﺧــــــــﺪﺍ ….

    • دعای دکتر شریعتی

      دعای دکتر شریعتی

      خدایا به من زیستنی عطا کن

      که در لحظه ی مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم

      و مُردنی عطا کن که بر بیهودگی اش سوگوار نباشم ...

      دکتر علی شریعتی

    • با عشق رنگ بزن

      با عشق رنگ بزن

      باور کن ...

      در تقدیر هر انسانی معجزه ای ازطرف خدا تعیین شده که قطعأ در زندگی،

      در زمان مناسب نمایان خواهد شد!

      یک شخص خاص ...

      یک اتفاق خاص ...

      یا یک موهبت خاص ...

      منتظر اعجاز خدا در زندگیت باش، بدون ذره ای تردید!

      زندگی درست مثل نقاشی کردن است ...

      خطوط را با امید بکش ...

      اشتباهات را با آرامش پاک کن ...

      قلم مو را در صبر

      غوطه ور کن ...

      و با عشق رنگ بزن ...

    • تو که میبینی کافیست

      تو که میبینی کافیست

      خدایا

      راهی نمی بینم آینده پنهان است

      اما مهم نیست

      همین که تو راه را می بینی و من تو را

      برایم کافی است ...

    • نور فانوست

      نور فانوست

      خدایـــــــــــــــا

      فانوست را کمی پایین تر بگیر

      جاده ای که در آن قدم نهاده ام تاریک است،

      انتهایش را نمی دانم چیست. میترسم انتهایش بن بست باشد

      تو را به مهربانیت سوگند،

      فانوست را کمی پایین تر بگیر تا روشنی بخش راه نامشخصم باشد.

      نمی خواهم بی فانوس تو به جایی برسم که برگشتنم دشوار گردد و پشیمان شوم.

      ای مهربانترینم ، من اکنون سخت به نور فانوست محتاجم...

زندگی، یعنی عشق فرصت همراهی با، امید است درک همین اکنون است وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشق شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم رسم پذیرایی از تقدیر است یعنی تکاپو یعنی هیاهو شب نو، روز نو، اندیشه نو یعنی حرکت و امید