۶۳ مطلب با موضوع «خدا» ثبت شده است
    • نقطه آغاز

      نقطه آغاز

      خدا زمین رو مدور آفرید تا به انسان بگه

      همون لحظه ای که فکر می کنی به آخر دنیا رسیده ای

      درست در نقطه آغاز هستی

    • خدا کارش درسته

      خدا کارش درسته

      گاهی وقتها از نردبان بالا میروی تا دستان خدا را بگیری

      غافل از اینکه خدا پایین ایستاده و نردبان را محکم گرفته که تو نیفتی ...

    • شانه خدا

      شانه خدا

      سرت را بر شانه خدا بگذار

      تا او با نوازشهای دستان مهربانش

      قصه عشق را چنان زیبا برایت بخواند

      که نه از دوزخ وحشت کنی

      و نه از بهشت به رقص درآیی

      نه از نداشتن چیزی غصه بخوری

      و نه از نداشتن کسی

    • ساعت شنی

      ساعت شنی

      ساعت شنی به من یاد داد

      باید خالی شوی تا پر کنی

      دلی را… چشمی را… گوشی را…

      و ...

    • من و خدا

      من و خدا

      چنان زندگی کن
      تا کسانی که تو را میشناسند
      اما خدا را نمیشناسند
      به واسطه آشنایی با تو
      با خدا آشنا شوند

زندگی، یعنی عشق فرصت همراهی با، امید است درک همین اکنون است وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشق شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم رسم پذیرایی از تقدیر است یعنی تکاپو یعنی هیاهو شب نو، روز نو، اندیشه نو یعنی حرکت و امید
کانال تلگرام