آنقدر دوستت دارم

آنقدر دوستت دارم

آنقدر دوستت دارم که

خودم هم نمیدانم چقدر دوستت دارم !

هر بار که می پرسی، چقدر ؟

با خودم فکر می کنم،

دریا چطور ، حساب موجهایش را نگه دارد ؟!

پاییز از کجا بداند هر بار چند برگ از دست میدهد ؟!

ابرها چه می دانند چند قطره باریده اند ؟!

خورشید مگر یادش مانده چند بار طلوع کرده است ؟!

و من، چطور بگویم که، چقدر دوستت دارم ...

نزار قبانی

در روزی بسیار نزدیک همه ما دستانمان از دنیا کوتاه خواهد شد و گدای چند صلوات از انسان های روی زمین می‌شویم، پس من هر شب برای بازدیدکنندگان سایتم صلوات میفرستم، یعنی برای تو که این متن را میخوانی، حال می‌شود تو هم برای من بفرستی؟ :)
جهت دریافت آخرین مطالب سایت در ایمیل خود ، در خبرنامه عضو شوید
۱۳ دیدگاه
  1. avatar
    پهلو کجاست؟
    که در تمام شعر ها جاى معشوق، پهلوى عشق است.
    کلمه ها دیوانه اند و به ما میخندند
    اما خبر ندارند وقتى تو پهلوى منى،
    من نه چیزى میبینم، نه چیزى میشنوم.
    پهلوى من بیا.
    پهلوى من بنشین.
    پهلوى من بنوش.
    همان پهلوى قدیمى.
    همان پهلوى گرم.
    حالا دیوانه کیست؟ پهلو!
    +خیلی مطلب قشنگی بود....
    • avatar
      زیبا بود 
      :)
    • avatar
      اره قشنگه
      :)
    • avatar
      :)
    • avatar
      خواهش 
    • avatar
      بریکلا به نویسندش :)
    • avatar
      چی مبارکه؟ :))

    • avatar
      :)
    • avatar
      دوست داشتن خیلی زیباس 
    • avatar
      سپاس :)
    • avatar
      :)
    • avatar
      :)
    • avatar
      متن خیلی خوبیه :)
ارسال نظر
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
زندگی، یعنی عشق فرصت همراهی با، امید است درک همین اکنون است وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشق شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم رسم پذیرایی از تقدیر است یعنی تکاپو یعنی هیاهو شب نو، روز نو، اندیشه نو یعنی حرکت و امید
کانال تلگرام در بیان دنبال کنید