حرف آدم ها مانند موج دریاست

حرف آدم ها مانند موج دریاست

حرف آدم ها مانند موج دریاست

اگر در مقابلش بایستی خسته ات میکند

و اگر با آن همراهی کنی غرقت میکند

قرار نیست که همه آدمها شما را درک کنند و این اشکالی ندارد

آنها حق دارند نظر دهند و شما کاملا حق دارید آن را نادیده بگیرید.

جهت دریافت آخرین مطالب سایت در ایمیل خود ، در خبرنامه عضو شوید
مطالب پیشنهادی

ویدیو کوتاه و زیبا با موضوع شاد زندگی کنید - مثبت اندیشی و خوش بینی - راز موفقیت

کلیک کنید

مثبت اندیش باش تا کامروا باشی
آموزش کامل و کاربردی مثبت اندیشی
به سمت زندگی خوب تغییر کنید

کلیک کنید

۲۰ دیدگاه
    • avatar
      ممنون از حضورتون
    • avatar
      ممنون
  1. avatar
    عالی واقعا همینجوره .


    دستهای خشن پدر نرم ترین تکیه گاه در زندگی است
    لرد بایرون
    • avatar
      🌹🌹🌹
  2. avatar
    منم که خوراکم نادیده گرفتن حرفاشونه :))))
    سلام و عرض ادب و احترام 😋😊
    • avatar
      سلام :))
      خدا به داد اطرافیانت برسه :))))
    • avatar
      سپاس از شما
  3. avatar
    مادختـــ ــــرا:

    اعصاب:نـــداریــــــم

    لجبــــازی:توخونـــمونهــ

    غـــرور:خیــــلی داریــم

    روراستــــ:درست عین یه اتوبـــان

    اعتمــــاد ب نفس :زیــــــــاد

    خونگـــــرم:شدیــــــــــدا

    مهربــــــون:زیــــــــــــاد

    شیطوون:بزن لایک

    احساساتی:هستیــــــم

    دلســـــوز:اوووووووه

    زیبــــا:اوووووووف
    ):
    • avatar
      هر کسی غرور داره باید دورش خط قرمز کشید اونم برای همیشه :)
  4. avatar
    خدا دوستت دارم !!

    حداقلش این است که میدانم کسی را دوست دارم که روزی به او میرسم…
  5. avatar
    🍁🍁🍁🍁
    بردران خوش قلب

    دو برادر با هم در مزرعه خانوادگی کار می کردند که یکی از آنهاازدواج کرده بود و خانواده بزرگی داشت و دیگری مجرد بود .
    شب که می شد دو برادر همه چیز از جمله محصول و سود را با هم نصفمی کردند . یک روز برادر مجرد با خودش فکر کرد و گفت :‌
    "درست نیست که ما همه چیز را نصف کنیم . من مجرد هستم و خرجی ندارم ولی او خانواده بزرگی را اداره می کند. "

    بنابراین شب که شد یک کیسه پر از گندم را برداشت و مخفیانه به انبار برادر برد و روی محصول او ریخت .
    در همین حال برادری که ازدواج کرده بود با خودش فکر کرد و گفت :‌

    "درست نیست که ما همه چیز را نصف کنیم . من سر و سامان گرفته ام ولی او هنوز ازدواج نکرده و باید آینده اش تأمین شود."
    بنابراین شب که شد یک کیسه پر از گندم را برداشت و مخفیانه به انبار برادر برد و روی محصول او ریخت .
    سال ها گذشت و هر دو برادر متحیر بودند که چرا ذخیره گندمشان همیشه با یکدیگر مساوی است . تا آن که در یک شب تاریک دو برادر در راه انبارها به یکدیگر برخوردند .

    آن ها مدتی به هم خیره شدند و سپس بی آن که سخنی بر لب بیاورند کیسه هایشان را زمین گذاشتند و یکدیگر را در آغوش گرفتند. 👬
    • avatar
      ایول
      اگه خواهر بودن که سایه هم دیگر رو از دور میزدن :))))
    • avatar
      سپاس :)
    • avatar
      :)
  6. avatar
    سعادتمند کسی است که به مشکلات زندگی لبخند بزند
    ویلیام شکسپیر
    تجربه مدرسه خوبی است ولی افسوس که خرجش سنگین است
    هانریش هانیه
    رنج بردن بیشتر از مردن جرات می خواهد
    ناپلئون بناپارت
    تجربه نامی است که همه ما بر اشتباهات خود می گذاریم
    اسکار وایلد
    با تنهایی وارد دنیا می شویم و به تنهایی انرا ترک می گوییم
    فروید
    • avatar
      ممنون همه شون زیبا و تلنگرآمیز بودن
    • avatar
      سپاس 
  7. avatar
    نه خیر خواهرا خیلی هم با هم خوبن😠
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .خخخخخ
    الان دعوا میشه:))))
    • avatar
      دوباره هوس چوبم رو کردی؟ ؟
      :))))
    • avatar
      :)
  8. avatar
    آدم عاشق باشد و نتواند به کسی بگوید غم انگیز نیست؟
    کتاب سال بلوا نوشته عباس معروفی
    • avatar
      هست :)
  9. avatar
    وقتی آدم یک نفر را دوست داشته باشد بیشتر تنهاست. چون نمی تواند به هیچکس جز به همان آدم بگوید که چه احساسی دارد. و اگر آن آدم کسی باشد که تو را به سکوت تشویق می کند، تنهایی تو کامل می شود.
    عباس معروفی
    • avatar
      اره 
      درسته 
  10. avatar
    سپید بیا پشت من وایستا من باید این آقا پوریا رو درست کنم
    که میخوای به سپید چوب بزنی ؟؟ 😡😡
    چشمم روشن 😲
    میزنم میکشمتتتتتتتتتا 😠😠
    خواهرا خیلی هم باهم خوبن 😠
    رو حرف منم حرف نزن 😠
    • avatar
      :))
    • avatar
      ممنون از حضورتون
    • avatar
      :)
ارسال نظر
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
زندگی، یعنی عشق فرصت همراهی با، امید است درک همین اکنون است وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشق شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم رسم پذیرایی از تقدیر است یعنی تکاپو یعنی هیاهو شب نو، روز نو، اندیشه نو یعنی حرکت و امید