۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «زندگی کن» ثبت شده است
    • زندگی نه ماندن است نه رسیدن

      زندگی نه ماندن است نه رسیدن

      کفشهایم را میپوشم و در زندگی قدم میزنم
      من زنده ام و زندگی ارزشِ رفتن دارد ...
      آن قدر می روم تا صدای پاشنه هایم
      گوش ناامیدی را کر کند !
       
      خوب میدانم که گاه کفشها،
      پاهایم را میزند،
      میفشرد و به درد میاورد
      اما من همچنان خواهم رفت
      زیرا زندگی ارزش لنگ لنگان رفتن را نیز دارد ...
       
      ماندن در کار نیست!
      گذشته های دردناک را رها میکنم و به آینده نامعلوم،
      نمی اندیشم!
      ولی این را میدانم ،
      آینده با گذشته یکسان نخواهد بود !  
       
      زندگی نه ماندن است نه رسیدن
      زندگی به سادگی رفتن است
      به همین راحتی ،
      زندگی چقدر آسان است ...

    • دنیای لبخند

      دنیای لبخند

      بی خیال نداشته هایت،

      بی خیال دلتنگی هایت،

      بی خیال هر چه که خیالت را ناآرام می کند..!

      به من بگو ببینم:

      امروز نفس کشیده ای؟

      آری؟

      پس خوش به حالت..!

      عمیق نفس بکش

      عمیـق،

      عشق را،

      زندگی را،

      بودن را،

      بچش…

      ببین…

      لمس کن…

      و با تک تک سلولهایت لبخند بزن و بگو

      معبـود من، شکــر که مرا جان بخشیدی 

زندگی، یعنی عشق فرصت همراهی با، امید است درک همین اکنون است وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشق شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم رسم پذیرایی از تقدیر است یعنی تکاپو یعنی هیاهو شب نو، روز نو، اندیشه نو یعنی حرکت و امید
کانال تلگرام