زندگی نه ماندن است نه رسیدن

زندگی نه ماندن است نه رسیدن
کفشهایم را میپوشم و در زندگی قدم میزنم
من زنده ام و زندگی ارزشِ رفتن دارد ...
آن قدر می روم تا صدای پاشنه هایم
گوش ناامیدی را کر کند !
 
خوب میدانم که گاه کفشها،
پاهایم را میزند،
میفشرد و به درد میاورد
اما من همچنان خواهم رفت
زیرا زندگی ارزش لنگ لنگان رفتن را نیز دارد ...
 
ماندن در کار نیست!
گذشته های دردناک را رها میکنم و به آینده نامعلوم،
نمی اندیشم!
ولی این را میدانم ،
آینده با گذشته یکسان نخواهد بود !  
 
زندگی نه ماندن است نه رسیدن
زندگی به سادگی رفتن است
به همین راحتی ،
زندگی چقدر آسان است ...
برچسب ها تصاویر زیبا متن دار تصویر زیبا متن دار نوشته شده جملات زیبا جملات زیبا آرامش بخش جملات زیبا آموزنده جملات زیبا اراده و پشتکار جملات زیبا امید جملات زیبا تلنگر جملات زیبا درباره زندگی جملات زیبا دلنشین جملات زیبا زندگی جملات زیبا سختی مشکلات جملات زیبا ناب جملات زیبا و امیدوار کننده جملات زیبا و انرژی بخش برای موفقیت زندگی زندگی آسان زندگی ارزش زندگی ارزشِ رفتن دارد زندگی این است زندگی به سادگی رفتن است زندگی خوب زندگی راحت زندگی زیبا است زندگی زیباست زندگی لذت بخش و دلپذیر زندگی نه ماندن است نه رسیدن زندگی نو جدید زندگی هدیه خداوند زندگی چقدر آسان است زندگی چگونه است زندگی کردن در گذشته و آینده زندگی کن زندگی کوتاه است زندگی یعنی عشق آسمانی عشق اسمانی عکس متن دار عکس نوشته زیبا عکس نوشته های زیبا عکس و متن نوشته زیبا عکسهای متن دار عکسهای نوشته شده متن درباره زندگی متن درباره مشکلات زندگی متن های پرانرژی من زنده ام کفشها پاهایم را میزند
جهت دریافت آخرین مطالب سایت در ایمیل خود ، در خبرنامه عضو شوید
مطالب پیشنهادی

ویدیو کوتاه و زیبا با موضوع شاد زندگی کنید - مثبت اندیشی و خوش بینی - راز موفقیت

کلیک کنید

مثبت اندیش باش تا کامروا باشی
آموزش کامل و کاربردی مثبت اندیشی
به سمت زندگی خوب تغییر کنید

کلیک کنید

۳۳ دیدگاه
    • avatar
      ..............
  1. avatar
    دلتنگ نویس
    زندگی گذر ثانیه هاست...
    ثانیه ها در عبورند چه شیرین چه تلخ
    اما برای من همیشه تلخ در عبورند
    • avatar
      بستگی به نگاه آدم ها داره
      ب نظر من کسی قوی هست که تلخ رو هم شیرین ببینه و ازش به نفع خودش استفاده کنه
    • avatar
      سپاس
    • avatar
      سپاس
  2. avatar
    کفشهایم اماده هستند اما من که پای رفتن ندارم چه کنم نمیدونم چرا کفش هایم انقدر کوچک هستند ینی من از همان بچهگی پای رفتن نداشتم نمیدونم هیچی نمیدونم . ممنون مطالبت خیلی خوب هستن و منا اروم میکنن من همیشه مطالبتتونا میخونم ببخشید اگه بعضی اوقات حوصله نظر دادن ندارم واقعا ایول داری رفیق ...
    • avatar
      ممنون که همه مطالب رو میخونید
      بازم حتما سر  بزنید :)
  3. avatar
    تشکر لازم نیست چون بیشتر برای دل خودمه و حتما سر میزنم چون جز اینجا جایی را ندارم عزیزم قربونت
    • avatar
      موفق باشی
  4. avatar

    یکرنگ بمان حتی ...

    حتی اگر در دنیایی زندگی میکنی که

    مردمش برای پررنگی هزار رنگ میشوند...

    • avatar
      لایک
  5. avatar

    به ابوسعید ابوالخیر گفتند:

    فلانی قادر است پرواز کند،

    گفت: این که مهم نیست ، مگس هم میپرد.

    گفتند: فلانی را چه میگویی؟ روی آب راه میرود!

    گفت: اهمیتی ندارد، تکه ای چوب نیز همین کار را میکند.

    گفتند: پس از نظر تو شاهکار چیست؟

    گفت: اینکه در میان مردم زندگی کنی ولی هیچگاه به کسی زخم زبان نزنی، دروغ نگویی، کلک نزنی و سو استفاده نکنی و کسی را از خود نرنجانی.

    این شاهکار است...

    • avatar
      هووم
      ایول
  6. avatar

    هر کس دو بار می میرد : یکبار آنگاه که عشق از دلش می رود و بار دیگر آنگاه که زندگی را بدرود می گوید. اما مرگ زندگی در برابر مرگ عشق ناچیز است. 

    فرانسوا ولتر

     

    • avatar
      واقعا 

  7. avatar
    مراقب افکارت باش که گفتارت می شود
    مراقب گفتارت باش که رفتارت می شود
    مراقب رفتارت باش که عادت می شود
    مراقب عادتت باش که شخصیت می شود
    مراقب شخصیتت باش که سرنوشتت می شود
    حضرت_علی «ع»
    • avatar
      جمله فوق العاده و معروفی هس
      ممنون
  8. avatar
    اگر یقین داری روزی پروانه می شوی
    بگذار روزگار هرچه می خواهد پیله کند
    • avatar
      :)
    • avatar
      سپاس :)
  9. avatar
    سخنانِ پُردرد را بر زبان آور.

    غمی که بر زبان نیاید در دل

    ِ گران‌بار چندان نجوا می‌کند تا که

     دل در هم بشکند.
    شکسپیر

    • avatar
      🌸🍁
    • avatar
      ممنون از نگاه زیبات :)
  10. avatar
    زمین خوردن، شکست خوردن نیست؛ از زمین بلند نشدن، شکست خوردن است. 
     آبراهام لینکلن
    • avatar
      دقیقاااا
  11. avatar
    تلنگر🌸🍁🌸🍁 

    اینو بدون هیچکس نمیاد، تو رو نجات

     بده، هیچکس سر از راه نمیرسه زندگیتو

     اونطوری که تو دوست داری بکنه.

    اگه تو خودت کاری نکنی، هیچ اتفاقی نمی افته.

    پیش به سوی زندگی بهتر🌸🍁

    • avatar
      دقیقا
      مسئول زندگی خودت، خودت هستی نه کس دیگه
  12. avatar
    انسانهای ناپخته
    همیشه میخواهند
    که در مشاجرات پیروز شوند...
    حتی اگر به قیمت
    از دست دادن "رابطه" باشد...

    اما انسانهای عاقل
    درک میکنند که گاهی
    بهتر است در مشاجره ای ببازند،
    تا در رابطه ای که
    برایشان با ارزش تر است
    "پیروز" شوند...
    👌
    • avatar
      عالی
      سعی کنم عاقل باشم :)
  13. avatar
    اجازه … ! اشک سه حرف ندارد … ، اشک خیلی حرف دارد!!


    راســــــتی،

    دروغ گـــــفتن را نیــــــــز، خـــــــــوب یاد گـــرفتــه ام…!

    “حــــال مـــن خـــــــوب اســت” … خــــــوبِ خـــوب 


    می کوشم غــــم هایم را غـــرق کنم اما

    بی شرف ها یاد گرفته اند شــنا کنند …



    می دانی

    یک وقت هایی باید

    روی یک تکه کاغذ بنویسی

    تـعطیــل است

    و بچسبانی پشت شیشه ی افـکارت

    باید به خودت استراحت بدهی

    دراز بکشی

    دست هایت را زیر سرت بگذاری

    به آسمان خیره شوی

    و بی خیال ســوت بزنی

    در دلـت بخنــدی به تمام افـکاری که

    پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند

    آن وقت با خودت بگویـی

    بگذار منتـظـر بمانند !!!

     


    مگه اشک چقدر وزن داره…؟

    که با جاری شدنش ، اینقدر سبک می شیم…

    حسین پناهی

    • avatar
      قشنگ بودن
      توش فحش هم بود :)))))))
  14. avatar
    برای شروع و
    ایجاد تغییرات عظیم در زندگی :


    بزرگ بیاندیشید 
        
        کوچک شروع کنید

             اما سریع رشد کنید

    😉🌷
    • avatar
      هووووم
      عالی 🌷🌷
  15. avatar
    داستان کوتاه

    روزی کشاورزی متوجّه شد ساعتش را در انبار علوفه گم کرده است ساعتی معمولی امّا با خاطره ای از گذشته و ارزشی عاطفی بود. بعد از آن که در میان علوفه بسیار جستجو کرد و آن را نیافت از گروهی کودکان که در بیرون انبار مشغول بازی بودند مدد خواست و وعده داد که هر کسی آن را پیدا کند جایزه ای دریافت نماید.

    کودکان به محض این که موضوع جایزه مطرح شد به درون انبار هجوم آوردند و تمامی کپّه های علف و یونجه را گشتند امّا باز هم ساعت پیدا نشد.کودکان از انبار بیرون رفتند و درست موقعی که کشاورز از ادامۀ جستجو نومید شده بود،  پسرکی نزد او آمد و از وی خواست به او فرصتی دیگر بدهد.

    کشاورز نگاهی به او انداخت و با خود اندیشید، "چرا که نه؟ به هر حال، کودکی صادق به نظر میرسد." پس کشاورز کودک را به تنهایی به درون انبار فرستاد. بعد از اندکی کودک در حالی که ساعت را در دست داشت از انبار علوفه بیرون آمد.کشاورز از طرفی شادمان شد و از طرف دیگر متحیّر گشت که چگونه کامیابی از آنِ این کودک شد. پس پرسید، "چطور موفّق شدی در حالی که بقیه کودکان ناکام ماندند؟"

    پسرک پاسخ داد، "من کار زیادی نکردم؛ روی زمین نشستم و در سکوت کامل گوش دادم تا صدای تیک تاک ساعت را شنیدم و در همان جهت حرکت کردم و آن را یافتم.

    • avatar
      فکر کنم تو آینده این کودک مهندس شه مثل من 
  16. avatar
    یک داستان زیبا و مفهومی 

    قصاب با دیدن سگی که به طرف مغازه اش نزدیک می شد حرکتی کرد که دورش کند اما کاغذی را در دهان سگ دید. کاغذ را گرفت. روی کاغذ نوشته بود «لطفا ۱۲ سوسیس و یه ران گوشت بدین». ۱۰ دلار همراه کاغذ بود. قصاب که تعجب کرده بود سوسیس و گوشت را در کیسه ای گذاشت و در دهان سگ گذاشت. 

    سگ هم کیسه را گرفت و رفت. 
    قصاب که کنجکاو شده بود و از طرفی وقت بستن مغازه بود تعطیل کرد و به دنبال سگ راه افتاد. 
    سگ در خیابان حرکت کرد تا به محل خط کشی رسید. با حوصله ایستاد تا چراغ سبز شد و بعد از خیابان رد شد.
    قصاب به دنبالش راه افتاد. 
    سگ رفت تا به ایستگاه اتوبوس رسید نگاهی به تابلو حرکت اتوبوس ها کرد و ایستاد. 
    قصاب متحیر از حرکت سگ منتظر ماند. 
    اتوبوس امد, سگ جلوی اتوبوس آمد و شماره آنرا نگاه کرد و به ایستگاه برگشت. صبر کرد تا اتوبوس بعدی امد دوباره شماره آنرا چک کرد. اتوبوس درست بود سوار شد.
    قصاب هم در حالی که دهانش از حیرت باز بود سوار شد. 
    اتوبوس در حال حرکت به سمت حومه شهر بود و سگ منظره بیرون را تماشا می کرد. پس از چند خیابان سگ روی پنجه بلند شد و زنگ اتوبوس را زد. اتوبوس ایستاد و سگ با کیسه پیاده شد. قصاب هم به دنبالش. 

    سگ در خیابان حرکت کرد تا به خانه ای رسید. گوشت را روی پله گذاشت و کمی عقب رفت و خودش را به در کوبید. این کار را باز هم تکرار کرد اما کسی در را باز نکرد. سگ به طرف محوطه باغ رفت و روی دیواری باریک پرید و خودش را به پنجره رساند و سرش را چند بار به پنجره زد و بعد به پایین پرید و به پشت در برگشت. 
    مردی در را باز کرد و شروع به فحش دادن و تنبیه سگ و کرد. 
    قصاب با عجله به مرد نزدیک شد و داد زد: چه کار می کنی دیوانه؟ این سگ یه نابغه است. این باهوش ترین سگی هست که من تا به حال دیدم.
    مرد نگاهی به قصاب کرد و گفت: تو به این میگی باهوش؟ این دومین بار تو این هفته است که این احمق کلیدش را فراموش می کنه.


    نوشته ی پائولو کوئلیو

    نتیجه اخلاقی: اول اینکه مردم هرگز از چیزهایی که دارند راضی نخواهند بود. و دوم اینکه چیزی که شما آنرا بی ارزش می دانید، بطور قطع برای کسانی دیگر ارزشمند و غنیمت است. سوم اینکه بدانیم دنیا پر از این تناقضات است. پس سعی کنیم ارزش واقعی هر چیزی را درک کنیم و مهم تر اینکه قدر داشته های مان را بدانیم .

    ☺🌷👍
    • avatar
      .......
  17. avatar
     گوزنی بر چشمه ای رفت تا آب بنوشد. عکس خودش را در آب دید. پاهایش باریک و کوتاه بنظرش آمد، غمگین شد... اما شاخ های بلند و قشنگش را که دید؛ شادمان و مغرور شد.
     در همین حین چند شکارچی قصد او کردند.
    گوزن گریخت و چون چالاک میدوید، صیادان به او نرسیدند. اما وقتی به جنگل رسید، شاخ هایش به شاخه درخت گیر کرد. صیادان سر رسیدند و او را گرفتند.
     گوزن چون گرفتار شد با خود گفت: دریغا پاهایم که از آنها ناخشنود بودم و نجاتم دادند، اما شاخ هایم که به زیبایی آنها می بالیدم، گرفتارم کردند.
     چه بسا گاهی از چیزهایی که ناشکر و گِله مندیم، پله صعودمان باشد و چیزهایی که به آنها مغروریم مایه سقوطمان...!!!  😔
    • avatar
      اوهوم
      اموزنده بود
  18. avatar

    ثروت من کسانی هستند 
    که با یادشان لبخندی از محبت بر لبانم می نشیند،
    کسانیکه هیچ دیواری مانع گرمای وجودشان نمی شود.
    امروزتان پر از لبخند عزیزان و دوستان من...
    نازنین خدای من 
    امروز برای همه دوستانم 
    عشق حقیقی ، سلامتی،آرامش و نیکبختی را آرزو دارم 
    خدایا عطا کن به آنان هر آنچه برایشان خیر است و دلشان را لبریز کن از شادی و لبانشان را با گل لبخند شکوفا کن..
    آمین.. 🙏
    • avatar
      آمین
  19. avatar

    تنها از طریق عشق است که می توانیم به حقیقت برسیم، زیرا خداوند، نه تنها حقیقت است، بلکه عشق نیز هست. در نتیجه، بدون عشق به حقیقت، هیچ تجربه ای از حقیقت وجود نخواهد داشت، به بیانی دیگر ” اگر می خواهیم روزی شاهد نفوذ حقیقت در تمامی جهان باشیم، باید به جایی برسیم که کم اهمیت ترین موجود جهان خلقت را به اندازه خود دوست بداریم و برای رسیدن به چنین جایی، نباید از هیچ یک از ابعاد زندگی بگذریم”. ماهاتما گاندی

     

    • avatar
      عالی بود
    • avatar
      :)
    • avatar
      😊
      سپاس
    • avatar
      25 تا نظر تایید نکردم هنوز نخوندم دارم کمی قالب رو درست میکنم :))

    • avatar
      شتر دیدیم؟؟؟
      نه ندیدیم 

      :))
    • avatar
      سپاس از شما
  20. avatar
    زبان هیچ استخوانی ندارد اما آنقدر قوی هست که بتواند قلبی را بشکند پس مراقب حرفهایتان باشید.
    • avatar
      دقیقا
      ممنون برای این جمله زیبا
    • avatar
      ;-)
    • avatar
      اره خیلی :)
      شما که این پست های قدیمی نظر میذارید برام کلی خاطره ها میاد وسط
      نظرات ها و متن ها :) 
      یادش بخیر :)
    • avatar
      :D
ارسال نظر
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
زندگی، یعنی عشق فرصت همراهی با، امید است درک همین اکنون است وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشق شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم رسم پذیرایی از تقدیر است یعنی تکاپو یعنی هیاهو شب نو، روز نو، اندیشه نو یعنی حرکت و امید