۱۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «پروردگار» ثبت شده است
    • خواب دیدم در خواب با خدا گفتگویی داشتم

      خواب دیدم در خواب با خدا گفتگویی داشتم

      خواب دیدم در خواب با خدا گفتگویی داشتم

       

      خدا گفت : پس می خواهی با من گفتگو کنی ؟

      گفتم :اگر وقت داشته باشید .

      خدا لبخند زد ،

      وقت من ابدی است .

      چه سوالاتی در ذهن داری که میخواهی از من بپرسی ؟

      گفتم : چه چیز بیشتر از همه شمارا در مورد انسان متعجب میکند ؟

      خدا پاسخ داد....

زندگی، یعنی عشق فرصت همراهی با، امید است درک همین اکنون است وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشق شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم رسم پذیرایی از تقدیر است یعنی تکاپو یعنی هیاهو شب نو، روز نو، اندیشه نو یعنی حرکت و امید
کانال تلگرام در بیان دنبال کنید