۲

مبارزه دو گرگ - داستان آموزنده

مبارزه دو گرگ - داستان آموزنده

داستان های اخلاقی

مبارزه در وجود انسان

سرخپوست پیری برای کودکش از حقایق زندگی چنین گفت :

در وجود هر انسان، همیشه مبارزه ایی وجود دارد مانند ، مبارزه ی دو گرگ!

که یکی از گرگها سمبل بدیها

مثل، حسد ، غرور ، شهوت ، تکبر ، خود خواهی و ...

دیگری سمبل مهربانی، عشق ، امید، و حقیقت است.

کودک پرسید :

پدر کدام گرگ پیروز می شود؟

پدر لبخندی زد و گفت ، گرگی که تو به آن غذا می دهی ....

در روزی بسیار نزدیک همه ما دستانمان از دنیا کوتاه خواهد شد و گدای چند صلوات از انسان های روی زمین می‌شویم، پس من هر شب برای بازدیدکنندگان سایتم صلوات میفرستم، یعنی برای تو که این متن را میخوانی، حال می‌شود تو هم برای من بفرستی؟ :)
جهت دریافت آخرین مطالب سایت در ایمیل خود ، در خبرنامه عضو شوید
۲ دیدگاه
  1. avatar
    زهرا ربانی
    سلام روزتون پر انرژی
    داستانش خیلی جالب بود...
    (به هر چه عشق بورزی به ان قدرت داده ای
    از هر چه بترسی به ان قدرت داده ای
    به هرچه قدرت بدهی
    ان را جذب خواهی کرد😎
    • avatar
      درود بر شما :)
  2. avatar
    زیباست.ذهن انسان مثله اهن ربایی زنده هست که به هرچه بیاندیشدهمان رابه سمت خود جذب میکند.
    • avatar
      دقیقا
ارسال نظر
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
زندگی، یعنی عشق فرصت همراهی با، امید است درک همین اکنون است وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشق شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم رسم پذیرایی از تقدیر است یعنی تکاپو یعنی هیاهو شب نو، روز نو، اندیشه نو یعنی حرکت و امید
کانال تلگرام در بیان دنبال کنید <