۱۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «پوریا آریافر» ثبت شده است
    • به خوبی رقصاندی به خوبی رقصیدم

      به خوبی رقصاندی به خوبی رقصیدم

      ای روزگار بر لب خدا را داشتم و مرا رقصاندی

      دست ویرانگر تو عادت چرخیدن داشت

      تو جز چرتکه انداختن جوانی من چه میدانی؟

      مهره ۲۴ آن را با خط خطی کردن صورتم بد انداختی و نمیدانم چند مهریه دیگر دارم

      ولی بدان من تمام نُت‌هایت را می‌دانم، مرا از رقص تنها نهراسان

      صدایش را بیشتر کن من توان آن را باز دارم

      اندکی صبر...

      نغمه‌های بلبل سحری نزدیک است :)

       

      پوریا آریافر

       


      چ زود گذشت این متن خرداد ۹۵

    • خدا را دیدم

      خدا را دیدم

      امروز تولد یکی از بهترین دوستانم است هر چند زبانم قاصر است از شکر نعمت تولد و حس بودن او.

      مهربانی، او را زیباترین فرد دنیا می‌کند، داشتنی قلبی مهربان در این دنیای بی‌رحم شجاعت می‌خواهد.

    • ارزش غم و اندوه

      ارزش غم و اندوه

      ارزش غم و اندوه

      گاهی غم مهمان خانه دل می‌شود آن هم بدون دعوتی ، گاهی اندوهی سنگین بر دل تکیه می‌کند آن هم بر روی دلی سبک ، گاهی پشت پنجره دل می‌گیرد و چشم‌ها اشک و بارون می‌شود، گاهی شکوه‌ها و ناله‌ها بر لب می‌آید  و امروز را دیروز نمی‌کند

    • قابل توجه آقایان درباره مهریه

      قابل توجه آقایان درباره مهریه

      چه کسانی در مهریه های بالا بیشترین نقش رو دارن؟

      متاسفانه وقتی مرد عاشق زن میشه همه چی رو فراموش میکنه و بعدها بعضی هاشون چوب این فراموشیشون رو در طول زندگی میخورن

    • سلام، وقت ندارم بابا

      سلام، وقت ندارم بابا

      بعضی از دوستای من خیلی جالب‌اند هرچند تعدادشون کمه خداروشکر :)))

      میگم: سلام

      میگه: وقت ندارم

      میگم: باشه فعلا

      میگه: وقت ندارم دیگه چرا نمی‌فهمی

      میگم: :|

زندگی، یعنی عشق فرصت همراهی با، امید است درک همین اکنون است وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشق شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم رسم پذیرایی از تقدیر است یعنی تکاپو یعنی هیاهو شب نو، روز نو، اندیشه نو یعنی حرکت و امید
کانال تلگرام در بیان دنبال کنید