۱۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «پوریا آریافر» ثبت شده است
    • عجب آدم خاص و افسانه ای هست

      عجب آدم خاص و افسانه ای هست

      یادم هست پیش از ازدواج‌، مدتی با همسرم همکار بودم. فضای کار باعث شده بود که او از شخصیت و اطلاعات من خوشش بیاید. ناگفته هم نماند؛ خودم بدم نمی‌آمد که او این قدر شیفته‌ی یک آدم فراواقعی و به قول خودش «عجیب و غریب» شده!

    • به خوبی رقصاندی به خوبی رقصیدم

      به خوبی رقصاندی به خوبی رقصیدم

      ای روزگار بر لب خدا را داشتم و مرا رقصاندی

      دست ویرانگر تو عادت چرخیدن داشت

      تو جز چرتکه انداختن جوانی من چه میدانی؟

      مهره ۲۴ آن را با خط خطی کردن صورتم بد انداختی و نمیدانم چند مهریه دیگر دارم

      ولی بدان من تمام نُت‌هایت را می‌دانم، مرا از رقص تنها نهراسان

      صدایش را بیشتر کن من توان آن را باز دارم

      اندکی صبر...

      نغمه‌های بلبل سحری نزدیک است :)

       

      پوریا آریافر

       


      چ زود گذشت این متن خرداد ۹۵

    • خدا را دیدم

      خدا را دیدم

      امروز تولد یکی از بهترین دوستانم است هر چند زبانم قاصر است از شکر نعمت تولد و حس بودن او.

      مهربانی، او را زیباترین فرد دنیا می‌کند، داشتنی قلبی مهربان در این دنیای بی‌رحم شجاعت می‌خواهد.

زندگی، یعنی عشق فرصت همراهی با، امید است درک همین اکنون است وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشق شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم رسم پذیرایی از تقدیر است یعنی تکاپو یعنی هیاهو شب نو، روز نو، اندیشه نو یعنی حرکت و امید
کانال تلگرام در بیان دنبال کنید