۷

داستان کوتاه و آموزنده - معاون بانک جهانی و دختر بیل گیتس

داستان کوتاه و آموزنده - معاون بانک جهانی و دختر بیل گیتس

داستان کوتاه و آموزنده معاون بانک جهانی و دختر بیل گیتس

پدر: دوست دارم با دختری به انتخاب من ازدواج کنی

پسر: نه من دوست دارم همسرم را خودم انتخاب کنم

پدر: اما دختر مورد نظر من، دختر بیل گیتس است

پسر: آهان اگر اینطور است، قبول است

 

پدر به نزد بیل گیتس می رود و می گوید:

پدر: برای دخترت شوهری سراغ دارم

بیل گیتس: اما برای دختر من هنوز خیلی زود است که ازدواج کند

پدر: اما این مرد جوان قائم مقام مدیرعامل بانک جهانی است

بیل گیتس: اوه، که اینطور! در این صورت قبول است

 

بالاخره پدر به دیدار مدیرعامل بانک جهانی می رود

پدر: مرد جوانی برای سمت قائم مقام مدیرعامل سراغ دارم

مدیرعامل: اما من به اندازه کافی معاون دارم!

پدر: اما این مرد جوان داماد بیل گیتس است!

مدیرعامل: اوه، اگر اینطور است، باشد

 

و معامله به این ترتیب انجام می شود.

نتیجه اخلاقی: حتی اگر چیزی نداشته باشید باز هم می توانید چیزهایی بدست آورید. اما باید روش مثبتی برگزینید!

جهت دریافت آخرین مطالب سایت در ایمیل خود ، در خبرنامه عضو شوید
مطالب پیشنهادی

ویدیو کوتاه و زیبا با موضوع شاد زندگی کنید - مثبت اندیشی و خوش بینی - راز موفقیت

کلیک کنید

مثبت اندیش باش تا کامروا باشی
آموزش کامل و کاربردی مثبت اندیشی
به سمت زندگی خوب تغییر کنید

کلیک کنید

۷ دیدگاه
    • avatar
      اوهوم
    • avatar
      :)
    • avatar
      :)
    • avatar
    • avatar
      :)
    • avatar
      🌷🌷
    • avatar
      اره
ارسال نظر
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
زندگی، یعنی عشق فرصت همراهی با، امید است درک همین اکنون است وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشق شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم رسم پذیرایی از تقدیر است یعنی تکاپو یعنی هیاهو شب نو، روز نو، اندیشه نو یعنی حرکت و امید